Posts Tagged تاج زاده – مصاحبه با تاج زاده –

بازخوانی حوادث هجده تیر وقتل های زنجیره ای در گفتگو با سید مصطفی تاج زاده

تاج زاده قتل هاي زنجيره اي
اگر واقعاً عدالت بخواهد اجرا شود آقاي نظري چنان که در جلسات خصوصي مي گويد، در جلسات عمومي هم بيايد اعلام کند که با کدام فرماندهان هماهنگ مي کرده و هر کسي به اندازه سهم خودش مسووليت بپذيرد و محاکمه شود، نه اينکه آقاي نظري بي گناه بوده…اگر حرف آقاي خاتمي را بپذيريم که حادثه کوي انتقام افشاي قتل هاي زنجيره اي بود، معنايش اين است که همان ستاد قتل هاي زنجيره اي بود،آن را طرح ريزي کرده باشد، که ممکن است هيچ کدام از اين افراد هم عضوش نباشند، مثل همين آقاي نظري که مجري اي بود که برايش يک تحليل هايي ساختند…از زماني که آقاي احمدي نژاد سر کار آمده اتفاقاً قشرهاي محروم و مستضعف بيشترين فشار و لطمه را تحمل کرده اند. بنابراين يکي از انگيزه هاي مخالفان اصلاحات از بازگشايي اين پرونده ها مي تواند اين باشد که کسي از آنها نپرسد پول نفتي که قرار بود سر سفره بيايد کجاست؟ يا شعار ژاپن اسلامي چه شد؟ بنابراين هر چه مباحث اقتصادي را بازتر کنند بيشتر زير سوال مي روند، از آن طرف سال آخر است و کابوس آقاي خاتمي اينها را رها نمي کند. اينها معتقدند يک نامزد بيايد و قطعاً پيروز است آقاي خاتمي است…بعد از سه سال همان کساني که آقاي احمدي نژاد را بر سر کار آوردند مي گويند اگر آقاي احمدي نژاد بپذيرد که اقتصاد يک علم است ما فکر مي کنيم يک پيروزي بزرگ به دست آورده ايم….ما معتقديم اگر آقاي حسينيان راست مي گويد و مي گويد اينها[عاملين قتل هاي زنجيره اي] دوم خردادي بودند خب بيايد اسامي شان را اعلام کند. دادگاه علني برايشان بگذارد. ما استقبال مي کنيم. گرايش سياسي راست داشته يا نداشته اينها فرع قضيه است….هر کس در اين پروژه بوده، چه کساني که قتل ها را مرتکب شدند، چه کساني که شکنجه ها را عليه متهمان کردند، همه شان بايد بيايند در دادگاه علني محاکمه شوند….

هفت تير ۷tir.com : بيش از يک ماه است که همزمان با تلاش براي تبرئه متهم اصلي قتل هاي زنجيره يي (سعيد امامي) با قرائت گزارش کميسيون اصل ۹۰ در آخرين روزهاي کاري مجلس هفتم و تبرئه سردار فرهاد نظري و از آن سو تلاش براي متهم کردن آقاي خاتمي در پرونده کوي دانشگاه ناخودآگاه ذهن را به سمت يک تلاش سازمان دهي شده براي تبرئه متهمان قتل هاي زنجيره يي و کوي دانشگاه و بد نام کردن جريان اصلاحات به خصوص آقاي خاتمي به عنوان نماد اصلاحات در ايران مي برد.با توجه به گزارش کميسيون اصل ۹۰ به سراغ دکتر مصطفي تاج زاده معاون سياسي وزير کشور در دولت اول اصلاحات و مسوول امور دانشجويي شوراي امنيت کشور رفتيم تا روايتي ديگر در برابر آنچه مجلس هفتم در آخرين روز کاري خود ارائه کرد به نسل جوان ايران ارائه بدهد.
***

– ۱۰ سال از قتل هاي زنجيره يي، ۹سال هم از ماجراي کوي دانشگاه گذشته است. طبيعتاً نسلي که از دوران کودکي و نوجواني سر برآورده و امروز در آستانه تصميم گيري است مي خواهد بداند ماجراها از چه قرار بوده، ارتباط اين حوادث با هم چيست و اين تلاش هاي همزمان بر چه اساسي سامان مي گيرد.

آقاي خاتمي در رابطه با اين حوادث که مال همان سال هايي است که اين اتفاق ها رخ داد دو جمله دارند. من فکر مي کنم آن دو جمله امروز هم کاربرد دارد.

-سخنراني معروف شان در همدان که گفتند «کوي دانشگاه تاوان کشف قتل هاي زنجيره يي بود»؟

بله، درست است. اول اينکه کوي دانشگاه تاوان کشف قتل هاي زنجيره يي بود و دوم اينکه ايشان اظهار نگراني کرد که اين مسيري را که دارد مي رود روزي جاي شاکي و متشاکي عوض شود، يعني کساني که آن روزها متهم رديف اول بودند، اينها مدعي شوند در مقابل کساني که براي حقوق ملت حاضر شدند هزينه هاي زيادي بپردازند تا اين نوع روش ها (قتل هاي زنجيره يي و کوي دانشگاه) در جمهوري اسلامي منسوخ شود و جامعه ما به يک جامعه امن تبديل شود که در آن ديدگاه هاي مختلف و انديشه هاي مختلف حضور واقعي داشته باشد.

-پيش بيني هاي خاتمي محقق شده بود؟

بله، الان کاري که دارد اتفاق مي افتد همين است، آقاي فرهاد نظري که اگر ظلمي به او شده از آن جهت است که فرماندهاني که در اين قضيه با او همکاري داشته اند محاکمه نشدند، نه از اين جهت که ايشان نقشي در حادثه کوي دانشگاه نداشته است. يعني اگر واقعاً عدالت بخواهد اجرا شود آقاي نظري چنان که در جلسات خصوصي مي گويد، در جلسات عمومي هم بيايد اعلام کند که با کدام فرماندهان هماهنگ مي کرده و هر کسي به اندازه سهم خودش مسووليت بپذيرد و محاکمه شود، نه اينکه آقاي نظري بي گناه بوده. در مورد آن حادثه من فقط يادآوري کنم براي نسل جوان، سنتي بود در جمهوري اسلامي که هر اتفاقي که از ديد دانشجويان منفي بود و رخ مي داد در اعتراض به آن مساله دانشجويان که حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر مي شدند، مي آمدند در کوي تظاهرات مي کردند، نهايتاً مي آمدند داخل خيابان اميرآباد و سپس برمي گشتند و تمام مي شد، نهايتاً کلانتري همان جا هم حاضر مي شد و از دانشجويان مي خواست که برگردند داخل کوي.

در شب حادثه هم همين اتفاق افتاده بود. روزنامه سلام به دليل اينکه افشا کرده که طرح اصلاح قانون مطبوعات پيشنهاد سعيد امامي بوده آن را بستند که صاحب امتياز و مدير مسوول آن که فردي است در زمان امام مسووليت هاي متعدد از طرف امام داشته است (از جمله دادستاني کل کشور و نمايندگي امام در سازمان حج) تظاهرات کردند، کلانتري محل هم حاضر شده و از دانشجويان درخواست کرده بود که به داخل کوي بازگردند، همه اين کار را مي کنند، ولي چند نفري دم در کوي مي ايستند. آقاي سردار نظري که از ماجرا با خبر مي شود ابلاغ مي کند که قضيه را به همين حالت نگه دارند تا من برسم. بعد از ورود سردار نظري به ماجراي کوي، حرکت هاي تحريک آميزي آغاز مي شود و لباس شخصي ها به داخل کوي حمله مي کنند و از اينجاست که درگيري با دانشجويان شروع مي شود، فرمان ورود به کوي دانشگاه را براي اولين بار صادر مي شود و کساني از طبقه دوم با نام هاي مقدس دانشجويان را به پايين پرتاب مي کنند که تعدادي از آن دانشجويان آسيب جدي ديدند. بعد هم در جلساتي که از اين بعد برگزار شد اعتراف کردند اين کارها را کرده اند اما اين را هم اعلام مي کنند که از نظر خودشان با يک کودتا مقابله کرده اند که ما معتقديم خود حمله به کوي کودتا بود؛ کودتا عليه آزادي. چون تصورشان اين بود که يک بار براي هميشه بايد سرکوب خونيني راه بيندازند تا اگر روزي همه روزنامه هاي کشور را بستند کسي در کشور به خودش اجازه ندهد تظاهرات کند. اين فاجعه اتفاق افتاد و آبروي کشور را برد و با محکوميت عمومي گسترده هم مواجه شد. پيرو اين اتفاقات شوراي عالي امنيت ملي کميته يي تشکيل داد مرکب از تمامي نهادهاي دست اندرکار که از سپاه، نيروي انتظامي، وزارت اطلاعات، وزارت کشور بودند و بنده هم بودم، از قوه قضائيه و از دستگاه هاي ديگر هم بودند که اينها همه اسناد و مدارک را بررسي کردند و نتيجه همان شد که به نام گزارش دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي منتشر شد و فقط اسامي لباس شخصي هايي که چند روز بعد دستگير شده بودند حذف شده بود.

-يادم مي آيد که در گزارش برخي اسامي با نقطه چين مشخص شده بود منظورتان همان اصطلاح سه نقطه چين است؟

بله، غير از اسامي که قرار شد دادگاه مشخص کند، بقيه اسم ها در گزارش آمد و اين نهادها آن گزارش را تاييد کردند اگرچه متاسفانه قوه قضائيه بعدها آن گزارش را مبنا قرار نداد . منتها براي اينکه جامعه ببيند چه مي گذرد من پيشنهاد مي کنم روزنامه شما بيايد متن آن گزارش را چاپ کند، مسائل را به طور دقيق توضيح مي دهد که چه بوده و به کجا ختم شده. البته از نظر ما بايد نکات ديگري هم در گزارش مي آمد اما چون قرار بود گزارش جامع باشد و همه نهادها بپذيرند از برخي مسائل صرف نظر شد.

-چه نکاتي در گزارش نيامد؟

من اعتقاد دارم آقاي نظري راست مي گويد. بايد اسامي مشخص شود که چه کساني بودند و آنها چه توصيه هايي به آقاي نظري کرده اند. نيروي انتظامي وقت ديدگاهش راجع به اين قضيه چه بوده. از اين طرف دانشجويي که اولين اطلاعيه را داده، دستگير شد و نزديک به دو سال هم در زندان بود، مشخص شد که هيچ انگيزه منفي و هيچ وابستگي به جريان هاي غيرقانوني نداشته و اين يک حرکت صد درصد خودجوش دانشجويي بوده و الان هم که ۹ سال گذشته هيچ کس نيامده بگويد- با اينکه اينها همه دستگاه ها دست شان است – مدرکي پيدا کرده ايم که فلان گروهک يا فلان تشکل ضدانقلاب اين ماجرا را راه انداخته است. ولي اين طرف آقاي نظري در جلسه فرداي تامين استان تهران چون تصورشان اين بوده که جرياني دارد کودتا مي کند به صراحت اعلام مي کند که آنها مي روند ستاد کودتاچيان دشمن را فتح مي کنند که منجر به آن برخوردهاي خشن و خونين شد.

-هسته اصلي برخورد با اين حرکت خودجوش دانشجويي در کجا تشکيل شد؟

اينها چيزهايي است که بايد بعدها دادگاه پيگيري و روشن مي کرد. اگر حرف آقاي خاتمي را بپذيريم که حادثه کوي انتقام افشاي قتل هاي زنجيره يي بود، معنايش اين است که همان ستاد قتل هاي زنجيره يي بود،آن را طرح ريزي کرده باشد، که ممکن است هيچ کدام از اين افراد هم عضوش نباشند، مثل همين آقاي نظري که مجري يي بود که برايش يک تحليل هايي ساختند.

مهم ترين سوالي که آقاي نظري بايد جواب دهد و کساني که احياناً به آقاي نظري دستور دادند اين است که فرض کنيد ۱۰۰ دانشجو آمدند تظاهرات کردند، غيرقانوني هم بوده و سابقه هم نداشته و حق هم نداشتند تظاهرات کنند، خيلي خب از کوي دانشگاه آنها را جمع مي کرديد و مي فرستاديد به خوابگاه و در را هم مي بستيد، همان کاري که الان انجام مي شود. پس چرا وارد کوي شدند؟ چرا به ساختمان هايي که دانشجويان ساکن در آنها در تظاهرات شرکت نکرده بودند و در خواب بودند وارد شدند و درها را شکستند و با باتوم و چوب و چماق بر سرشان زدند و از طبقه دوم پرت شان کردند پايين، اصلاً چرا دستور چنين کاري را دادند.

با چه تحليلي اين کار را کردند؟ نکته آخر اين است که بنده قبلاً هم اعلام آمادگي کردم، الان هم اعلام آمادگي مي کنم که با آقاي نظري يا هر کدام ديگر از فرماندهان آقاي نظري در راديو – تلويزيون يا در يک محيط دانشگاهي بيايند مناظره کنيم تا اين مسائل روشن شود

-آنها آقاي خاتمي را به مناظره دعوت کردند؟

آنها مي دانند که آقاي خاتمي نمي آيد، با آنها مناظره کند. اگر آمادگي دارند با من مناظره کنند که من مسوول شوراي دانشجويي امنيت کشور بودم تا بگويم در آنجا چه گذشته است.

-چرا با شما مناظره نمي کنند؟

براي اينکه مي دانند ما سوالاتي را مطرح مي کنيم که آنها نمي توانند جواب بدهند، ۹ سال گذشته، قاتل همين عزت ابراهيم نژاد کجاست؟ چرا پيدا نمي شود و به نظر من هيچ وقت پيدا نخواهد شد.

-چرا پيدا نمي شود؟

اين سوال را آقاي نظري بايد پاسخ بدهد، چاقو که دسته خودش را نمي برد.

-بعد از ۹ سال آن هم در آخرين روزهاي مجلس هفتم هدف از باز کردن اين پرونده خصوصاً در سال آخر رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد چيست، مضافاً افکار عمومي هم مشتاقانه منتظر کانديداتوري آقاي خاتمي است؟

به نظر من کل جناح راست با سوالات بي پاسخ بسيار جدي مواجه شده است و رفتارشان رفتار منسجم و معقولي نيست، خيلي با تعارض و تناقض دارند رفتار مي کنند . اينها مي گفتند مجلس ششم مشکلش چيست که تن و بدن بعضي ها را مي لرزاند؟

هم اين و هم اينکه معيشت مردم را رها کرده و همه اش به بحث هاي سياسي و گزارش تحقيق و تفحص از پرونده ملي- مذهبي ها، پرونده دانشجويان خرم آباد، قتل زهرا کاظمي و صدا و سيما و… مي پردازد. من کاري ندارم که چقدر عملکرد اقتصادي مجلس ششم خوب بود، به خصوص در مقابل مجلس هفتم که بايد عملکرد مجلس ششم را طلا گرفت.

مجلس هفتم استيضاح وزير بازرگاني را پس مي گيرند آن وقت گراني ها به حدي است که کمر قشر آسيب پذير را دارد مي شکند و چه بسا بخش هايي را هم شکسته، چون آن کسي که پول دارد اگر قيمت برنج ۵۰ هزار تومان هم بشود مشکلي ندارد. از زماني که آقاي احمدي نژاد سر کار آمده اتفاقاً قشرهاي محروم و مستضعف بيشترين فشار و لطمه را تحمل کرده اند. بنابراين يکي از انگيزه هاي آنها از بازگشايي اين پرونده ها مي تواند اين باشد که کسي از آنها نپرسد پول نفتي که قرار بود سر سفره بيايد کجاست؟ يا شعار ژاپن اسلامي چه شد؟ بنابراين هر چه مباحث اقتصادي را بازتر کنند بيشتر زير سوال مي روند، از آن طرف سال آخر است و کابوس آقاي خاتمي اينها را رها نمي کند. اينها معتقدند يک نامزد بيايد و قطعاً پيروز است آقاي خاتمي است. اگر بقيه نامزدها بيايند احتمالاً آقاي احمدي نژاد پيروز است يا دست کم رقابتي است که آنها مي توانند در آن پيروز شوند. چون بقيه نامزدهايي که مطرح هستند اگر محبوبند، صلاحيت شان تاييد نمي شود. يک نفر است که در نقطه يي قرار گرفته که نه جرات ردصلاحيتش را دارند و نه حتي اگر حزب هاي مخالف فعال شوند و صدا و سيما تخريب کند، رسانه هاي مختلف هم به کمک شان بيايد، نماينده هاي مجلس عليه او نامه بنويسند و … همه اينها هم بشود باز هم راي مي آورد و اگر به محبوبيتش اضافه نشود، از محبوبيتش کم نمي شود.

آقاي خاتمي از اين جهت استثنايي است که اگر تخريبش کنند محبوب مي شود. سکوت هم کنند و راجع به او حرف هم نزنند جور ديگري محبوبيت پيدا مي کند، ضمن اينکه شما ببينيد ايشان سه سال است از کار کنار رفته و ۸ سال هم رئيس جمهور بوده، چند جوک عليه ايشان ساخته شده، همين را مقايسه کنيد با ديگران. اينها فکر مي کنند با اين کارها مي توانند مانع شوند که آقاي خاتمي، اگر به اين نتيجه برسد که بخواهد بيايد، بگويد ما با اينها آب مان در يک جوي نمي رود و نمي توانيم با اينها به صحنه بياييم.

-من نتيجه بگيرم از پاسخ شما؟ جناح راست که دولت و مجلس را در دست داشته با بحران اقتصادي و بحران مديريتي دست به گريبان است ،بنابراين براي فرار از پاسخگويي از اين بحران ها مجبور شده مسائل سياسي را پيش بکشد و دشمن بتراشد…

بله، آنها قصدشان اين است که فضا را راديکال کنند و بگويند قتل هاي زنجيره يي اين جور نبوده و آن جور بوده است… جالب است برايتان بگويم که اين آقاي حسينيان با همکاري آقاي شريعتمداري اولين بار بحث انتساب متهمان قتل هاي زنجيره يي به دوم خردادي ها را در کيهان تيتر کردند بعد هم با همکاري آقاي لاريجاني در صدا و سيما در برنامه چراغ به اين موضوع دامن زد. اتفاقاً راديکال شدن فضاي قتل هاي زنجيره يي در رسانه ها بعد از برنامه چراغ بود. اين خيلي نکته مهمي است. اينها يک بار اين را تست کرده اند. آنها فکر کردند مي آيند در برنامه چراغ اين مساله را مطرح مي کنند و به تبع آن طرف را به فضاي موضع گيري راديکال مي اندازند و بعد اين موضع گيري باعث برخورد و درگيري و خشونت مي شود. همين جا بايد به همه اصلاح طلب ها توصيه کرد که ما ضمن اينکه به اينها جواب مي دهيم اما مساله اصلي نبايد از ذهن دور شود و آن اين است که اين کشور مشکل اش در يکصد سال گذشته، اين بوده که دولت بايد بياموزد که پاسخگو باشد و هرچه فساد آمده براي غيرپاسخگو شدن دولت بوده است. همه حواس بايد به اينجا بيايد، خصوصاً امروز همه نهادها با هم هماهنگ هستند. ما به وضوح مي بينيم نه تنها کارآمدي سيستم بالاتر نرفته، بلکه کاهش هم پيدا کرده است. در دوران اصلاحات به ما گير مي دادند که چرا مثلاً در اين هفته انگور ياقوتي گران شد. الان به گونه يي شده است که رفتم در رستوران مي گويم منو بدهيد، مي گويند نداريم. مي گويم يعني چه؟ مي گويند يعني آن منوي قبلي از بين رفته بود، سفارش داده بوديم با قيمت جديد ولي با اين افزايش قيمت گفتيم دست نگه دارند تا ما منوي مان را متناسب با قيمت جديد تنظيم کنيم، يعني قيمت ها اين طور نيست که يک بار با افزايش قيمت بنزين بالا برود و تا پايان سال بماند، الان روزانه و هفتگي قيمت ها عوض مي شود و بي ثبات است. وضع اداره کشور هم که معلوم است. رئيس جمهور مي گويد نرخ سود آنقدر باشد، رئيس کل بانک مرکزي مي گويد نه، ما ابلاغ نمي کنيم اين غلط است. در سال ۵۸ هم که ما بي تجربه بوديم اينقدر بي تدبيري و ناهماهنگي در مسائل نبود.

بعد از سه سال همان کساني که آقاي احمدي نژاد را بر سر کار آوردند مي گويند اگر آقاي احمدي نژاد بپذيرد که اقتصاد يک علم است ما فکر مي کنيم يک پيروزي بزرگ به دست آورده ايم.

-حرف هاي آقاي باهنر است؟

بله، آقاي باهنر هم مسوول است. آقاي باهنر هماني بود که گفت اگر يک اصولگرا به رياست جمهوري بيايد ديگر ما هيچ بهانه يي براي اينکه کشور خوب اداره شود نداريم. بنابراين مي گويند هنوز دولت نپذيرفته که بين نقدينگي و تورم ارتباط وجود دارد، يعني اين دولت در بديهيات ترديد کرده است. اختلافات شخصي شان هم که مزيد بر علت شده است.

مجلس هشتم تشکيل شده. به جاي اينکه بگويند ما با گراني و تورم و تهديدات بين المللي چه کنيم، مي گويند حسن بشود رئيس مجلس يا حسين. من فکر مي کنم اين مجلس هم مثل مجلس هفتم مي شود. الان هم با تغيير آقاي حداد معلوم مي شود که مديريتش ناکارآمد بوده است. بعضي هايشان هم که به جرم فساد اخلاقي دستگير مي شوند. تعدادشان هم که صلاحيت شان رد شده است. آقاي احمدي نژاد را هم در خودشان قبول ندارند، از آن طرف هم آلترناتيوي ندارند، ضمن اينکه فکر مي کنند اگر کسي را مقابل احمدي نژاد قرار دهند چنان افشاگري هايي عليه هم مي کنند. مثل داستان آقاي قاليباف که طرفدارانش در شوراي شهر اعلام کردند آقاي احمدي نژاد ۳۵۰ ميليارد تومان در شهرداري هزينه فاقد سند داشته و از آن طرف هم طرفداران احمدي نژاد گفتند آقاي قاليباف ۳۰۰ ميليارد هزينه هاي غيرقابل توجيه داشته اند. اين افشاگري ها به سطح جامعه مي رسد مثل آن افشاگري که گفت اصولگرايي پنج ميليارد تومان براي سيگار پول مي خواسته ،سايت تابناک هم گفت بفرماييد ۲۸۰ ميليارد تومان تعرفه گوشي تلفن همراه دست کيست؟ حالا سيمان و شکر و ساير کالاها را نمي گوييم.

من تا آنجايي که اطلاع دارم خيلي ها از جناح راست با اين بحث ها مخالف هستند.

– آقاي شهبازي که همکاري نزديکي با وزارت اطلاعات داشته و اتفاقاً با آقاي حسينيان هم همکاري داشته همزمان با اين پروژه يي که آقاي حسينيان شروع کرده دقيقاً با ارائه اسناد و مدارک عکس موضوع را اثبات مي کند. با توجه به سابقه همکاري اين دو طرح اين مباحث را چگونه مي بينيد؟

من انگيزه آقاي شهبازي را نمي دانم. منتها تصور مي کنم ايشان نکته يي را درست متوجه شده است و آن اين است که با روشي که آقاي حسينيان در پيش گرفته نه تنها سعيد امامي تبرئه نخواهد شد بلکه مسائل ديگري در سيستم زير سوال مي رود که آقاي حسينيان متوجه نيست و با آن حرف ها دارد اين سوالات را مطرح مي کند و اتفاقاً حساسيت اصلاح طلبان هم همين نکات است. ديد آقاي شهبازي اين است که اينها عامل خارجي بوده اند. سوال اساسي اين است که ما چه سيستمي درست کرده ايم که اينها مي توانند بيايند در اين سطوح رخنه کنند و دست به چنين جناياتي بزنند؟ به همين دليل چه اينها عامل خارجي بوده باشند، چه عامل داخلي، اصلاح طلب ها يک چيز را دنبال کردند و مي کنند و آن اين است که به نظر آقاي خاتمي جز با مسووليت پذيرفتن وزارت اطلاعات و افشاي اين غده سرطاني در درون اطلاعات ما نمي توانستيم اين پديده را در درون جمهوري اسلامي منسوخ کنيم، به گونه يي که امروز که در خدمت شما هستيم و هشت سال از آن گذشته فکر مي کنم تا چند سال آينده هم آن پروژه قابل احيا شدن نباشد. بنابراين من مسوول نيستم. ضمن اينکه چون جامعه هوشيار شده، فوراً مي گويد اين مثل قتل هاي زنجيره يي در دستگاه هاي کشور دارد شکل مي گيرد و راه مي افتد. بنابراين دستگاه اطلاعاتي بايد صادقانه بيايد به مردم بگويد اينکه طرف سابقه اش چه بوده و چه گرايشي داشته. ما معتقديم اگر آقاي حسينيان راست مي گويد و مي گويد اينها دوم خردادي بودند خب بيايد اسامي شان را اعلام کند. دادگاه علني برايشان بگذارد. ما استقبال مي کنيم. گرايش سياسي راست داشته يا نداشته اينها فرع قضيه است.

وقتي فهميديم، دنبال انتقام گيري هم نبوديم. دنبال اين بوديم که اين پروژه بايد منسوخ شود و قانون بايد حاکم شود. هر کسي هم در اين کشور جرمي مرتکب شده طبق قانون بايد با او برخورد شود. به همين جهت من در مطبوعات هم گفته ام اگر در مطبوعات تخلفاتي بوده ما حرف مان اين نيست که مطبوعات اصلاح طلب اشکال نداشتند و کار خلاف و جرمي نداشتند اما در قانون آمده و جرم را مشخص کرده. ما در جنگل که زندگي نمي کنيم.

ديد آقاي حسينيان اين است که اينها مهدورالدم بوده اند و قتل شان واجب است. من ديدگاه آنها را اصلاً قبول ندارم. چون هيچ جايي نداريم که آقاي فروهر سب نبي کرده باشد اما فرض کنيم کسي اين کار را کرده است. دادگاه هست. حساب و کتاب دارد. بنابراين آقاي شهبازي مي گويد داستان، داستان خارجي است. به حساب خودش فکر مي کند نبايد داخلي اش کرد، آقاي حسينيان مي خواهد بگويد دوم خردادي است. اصلاح طلب ها مي گويند يک فکري است که چنان پشتوانه و زمينه يي در اين کشور دارد که در عالي ترين سطوح اطلاعاتي کشور مي تواند به يک غده سرطاني تبديل شود که اين جنايت ها را مرتکب شوند و هر لحظه غفلت کنيم. ممکن است اين غده شکل بگيرد و تنها راهش همين است که دولت خود را پاسخگو کند. لذا معتقديم هر کس در اين پروژه بوده، چه کساني که قتل ها را مرتکب شدند، چه کساني که شکنجه ها را عليه متهمان کردند، همه شان بايد بيايند در دادگاه علني محاکمه شوند.

اين تنها راه مقابله با اين غده هاي سرطاني است. من حاضرم با آقاي حسينيان مناظره کنم، بگويم چقدر تعارض و اطلاعات کذب در مطالب ايشان نهفته است. بياييم الان که همه قدرت و حکومت دست اينها است، دادگاه را علني تشکيل دهيم تا معلوم شود اصل ماجراي قتل هاي زنجيره يي چه بوده است.

-آيا تغيير نقش ها در درون اين جريان را مرتبط با کليد زدن اين پروژه مي دانيد؟

در جامعه ما هر دوره که مي آيد مي تواند خودش را تا يک حدي اصلاح کند، وقتي درباره پرونده زهرا کاظمي آقاي خاتمي تيمي را مي فرستد تا گزارش بدهند، معلوم مي شود که ايشان سکته نکرده و جسم سنگيني به سرش خورده يا سرش به جسم سنگيني برخورد کرده است. پس به اين راحتي ديگر در زندان کسي نمي ميرد و بازجوها با دقت عمل مي کنند.

وقتي حکومت يکدست مي شود زمينه هاي اين هيا ت ها از بين مي رود، کما اينکه خانم بني يعقوب در همدان اين اتفاق برايش افتاد و کشته شد، حتي پرونده اش را به راحتي براي رسيدگي به تهران هم نمي فرستند.

-پروژه يي که با تخريب آقاي خاتمي شروع شد، هدفش مانع ايجاد کردن براي ورود آقاي خاتمي به صحنه است. آيا اقدامات آنها از اين هم راديکال تر و تندتر مي شود؟

من نفي نمي کنم. ممکن است بخواهند فضا را از اين هم که هست راديکال تر کنند، منتها بالاتر از اينها را بايد مقاماتي تصميم بگيرند که تا الان بنايشان بر اين بوده که جامعه وارد چنين فازي نشود، چون مي دانند اگر براي آقاي خاتمي مثلاً بخواهند دادگاه تشکيل بدهند آن وقت از کساني سوال خواهند کرد در اين جامعه که آنها به هيچ وجه حاضر نيستند چنين بحثي در جامعه باز شود. به علاوه اينکه آقاي خاتمي قدرتش اين گونه نيست که اگر دادگاه احضارش کنند يا نکنند مثلاً محبوبيتش کاهش پيدا کند، چون محبوبيتش به خاطر قدرتش در حکومت نيست، محبوبيتش از جنس ديگري است.

به خاطر همين وقتي آقاي کوچک زاده گفت ما شکايت کرديم، همان روز بعدازظهرش که آقاي خاتمي رفته بودند نمايشگاه کتاب. بنده به جرات مي توانم بگويم استقبالي که از ايشان شد در طول ۱۱ سال گذشته از هيچ مقامي نشده بود و مجبور شد بعد از بيست دقيقه نمايشگاه را ترک کند چون نمايشگاه به هم خورد. بنابراين از اين جهت است که سايت بازتاب مي گويد اين روش براي آقاي خاتمي جواب نمي دهد. شما داريد آقاي خاتمي را محبوب مي کنيد.
.
صد فيلم ترسناک تاريخ سينما

DVD ۱۲ موسيقي سنتي تصويري ، فوق‌العاده جذاب و ديدني -شامل کنسرت ها و اجراهای خصوصی

.

بازخوانی حوادث هجده تیر وقتل های زنجیره ای در گفتگو با سید مصطفی تاج زاده

Advertisements

Comments (1)