Archive for وبلاگ

وحشتناکترین کدوهای هالووین

خالق این آثار  : Ray Villafane

Scary Pumpkin Carving

Pumpkin Art

Pumpkin Carving

Scary Pumpkin Sculpture

Cool Pumpkin Sculpture

Halloween Pumpkin

Halloween Pumpkin Sculpture

Pumpkin Carvings

3D Pumpkin Sculpture

Cool Pumpkin Carving

Halloween Pumpkin Carving

Advertisements

نوشتن دیدگاه

سایت قفل

هر آنچه که شما بخواهید در سایت قفل می یابید.آخرین کلمات جستجو شده در موتورهای جستجوگر.جسجوی پیشرفته را در اینترنت از طریق سایت قفل امتحان کنید.پذیرش تبلیغات رایگان در سایت قفل.کلماتی که اخیرا جستجو شده اند را در سایت قفل ببینید.

نوشتن دیدگاه

دادگاه ویژه روحانیت، غیرقانونی است

شاره: در ایران بخشی از نقض سازمان یافته حقوق بشر، نه تنها مربوط به قوانین و آئین نامه‌ها، بلکه مربوط به نهادهای قضایی٬ اطلاعاتی و امنیتی است که احکام مربوط به نقض حقوق بشر را صادر و اجرا می‌کنند. بخشي از برنامه‌هاي ویژه‌ي «بررسی سی سال وضعیت حقوق بشر در ایران»٬ که توسط رادیو زمانه ارائه می‌شود، به پژوهش در مورد زمینه ها و تاریخچه شکل گیری این نهادها می‌پردازد.

در گزارش و گفتگوی زیر دادگاه ویژه روحانیت، موضوع این بررسی و پژوهش است. دادگاه ویژه روحانیت از جمله نهادهای تأسیسی در نظام جمهوری اسلامی است که همواره آمار بالایی از نقض حقوق بشر را دارا می باشد. حجت الاسلام محمد جواد اکبرین روحانی نواندیش و اصلاحگرایی که خود به جرم اندیشه ها و نوشته هایش در این دادگاه محکوم و یکسال زندان را تحمل کرده است به بررسی جایگاه حقوقی و سیاسی این دادگاه می پردازد.

محمد جواد اکبرین: دادگاه ویژه روحانیت در سوم خرداد سال 58 توسط مرحوم آیت الله خمینی تأسیس شد. تشکیل این دادگاه و آیین نامه‌اش، مخالف قانون اساسی بود.

در سال 67 آیت الله خمینی طی نامه‌ای به مجلس شورای اسلامی دوره سوم نوشتند که «بسیاری از احکام من در سال‌های اخیر به دلیل وضعیت غیر مستقر انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و نیز شرائط خاص دوران جنگ بوده است و حال که جنگ تمام شده و ما به سمت استقرار پیش می‌رویم باید برگردیم به قانون اساسی و همه چیز در چارچوب قانون اساسی باز تعریف بشود.»

اما دادگاه ویژه روحانیت که اصل تأسیس و آیین نامه‌اش، کلا بر خلاف قانون اساسی است، مشمول نامه سال 67 آیت الله خمینی نشد و همچنان این دادگاه ماند و فربه تر شد.

تأسیس این دادگاه، غیرقانونی است؛ به دلیل اینکه به استناد اصل 157 قانون اساسی کلیه امور قضائی کشور زیر نظر قوه قضائیه است و هیچ امر قضائی خارج از این قوه نباید اتفاق بیافتد، در حالیکه دادگاه ویژه روحانیت کلا مستقل از قوه قضائیه است و حاکم شرع و دادستانش را رهبری مستقیما تعیین می کند و قوه قضائیه حق نظارت و دخالت بر دادگاه ویژه روحانیت را ندارد.

به عنوان مثال در دورانی که خودم در زندان بودم یکی از روحانیونی که از شاگردان آیت الله منتظری بود و به اتهام سیاسی در زندان بود بخاطر اینکه از حقوقی که داشت محروم و شکنجه شده بود، اعتصاب غذا کرد و نهمین روز اعتصاب غذای ایشان یک بازرس از قوه قضائیه به زندان آمد و من با فریاد توجهش را جلب کردم که بیاید و به وضعیت ایشان رسیدگی کند.

این بازرس قوه قضائیه آمد و بسیار متأسف شد، اما از من عذر خواهی کرد و گفت قوه قضائیه حق دخالت در امور دادگاه ویژه روحانیت را ندارد.

علاوه بر این، در اصل 35 قانون اساسی در همه دادگاه‌ها همه حق دارند برای خودشان وکیل انتخاب کنند اما در دادگاه ویژه روحانیت حق انتخاب وکیل وجود ندارد، مگر جایی مثل پرونده‌های سیاسی آقایان کدیور و عبدالله نوری و دیگر افراد و حداقل این 103 پرونده سیاسی که اسامی شان معروف و ثبت شده است.

دادگاه اگر مجبور شد به کسی اجازه بدهد که وکیل داشته باشد، به دلائل رسانه‌ای بود، ضمن آنکه این وکیل را خود دادگاه انتخاب می‌کند یا در نهایت به آن رضایت داده است. در واقع اینکه متهم بتواند برای خودش وکیل انتخاب کند عموما حق این کار را ندارد و اگر دارد با رضایت دادگاه باید باشد. یعنی وکیلی باید باشد که دادگاه ویژه او را قبول داشته باشد.

نکته دیگر اینکه مطابق اصل 32 قانون اساسی موضوع اتهام باید با ذکر دلائل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود، اما در عموم بازداشت‌های دادگاه ویژه روحانیت و نیز در مورد خود من قانون رعایت نمی‌شد.

روز اول بازداشت به من اعلام کردند فعلا شما جلسات بازجویی را می‌آیید و ما موظف به اعلام اتهام شما نیستیم، فعلا به سئوالات ما جواب می‌دهید.

نکته دیگر اینکه به صراحت قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع است، در 103 پرونده سیاسی دادگاه ویژه که ما امکان دسترسی و پرس‌وجو از این پرونده‌ها را داشتیم، اکثریت سئوال‌های این پرونده‌ها مصداق بارز تفتیش عقاید است.

نه فقط سئوالات سیاسی که نظرتان در مورد ولایت فقیه چیست؟ و چرا آن جمله را راجع به رهبری و نظام گفته‌اید؟ نه، حتی اینکه مثلا شما چرا در مورد شفاعت اهل البیت چنین نظری دارید؟ شما چرا در مورد امام زمان چنین دیدگاهی را دارید؟ شما چرا مثلا معتقدید عصمت ائمه این‌گونه تفسیر می‌شود؟

یعنی حتی در مورد قرائت‌های دینی روحانیت که هر صاحب نظری حق دارد قرائت خودش را داشته باشد، دادگاه ویژه دخالت کرده و در بسیاری از این پرونده‌ها این بازجویی‌ها بصورت تفتیش عقاید انجام شده است.

در اصل 107 قانون اساسی حتی مقام رهبری هم مساوی سایر افراد جامعه است و هیچ‌گونه تبعیضی نباید میان ایشان و دیگران قائل شد؛ اما رسماً دادگاه ویژه بر اساس تبعیض میان روحانیت و مردم به عنوان تافته جدابافته تعریف شده است.

اما در آیین نامه دادگاه، در آیین دادرسی این دادگاه بیش از 90 مورد تخلف از قانون اساسی وجود دارد که برخی از شخصیت‌های حقوقی اعتراض کرده بودند به انبوه موارد خلاف قانونی – دادرسی دادگاه ویژه روحانیت که این دادگاه در جوابیه‌ای اعلام کرد: «از آنجایی که این دادگاه توسط ولایت مطلقه فقیه تأسیس و نظارت می‌شود، همین که ولایت مطلقه روی آن نظارت و رضایت دارد، آن 90 مورد تخلف از قانون هم کلا جنبه قانونی پیدا می‌کند.»

به لحاظ سیاسی هم این نکته را عرض بکنم که شناخت ساختار حقوقی دادگاه ویژه بدون شناخت ساختار حقیقی‌اش ممکن نیست.

اگر کسی آقای محسنی اژه‌ای را به عنوان حاکم شرع و آقای سلیمی را به عنوان دادستان – که البته بعد از وزیر اطلاعات شدن آقای اژه‌ای، آقای سلیمی جای ایشان را گرفت – به عنوان حاکم شرع نشناسد و نیز پیوند این دو نفر با رئیس دفتر مقام رهبری، آقای محمدی گلپایگانی را نداند نمی‌تواند خوب دادگاه ویژه را تحلیل کند.

در سال 1377، بعد از اینکه دادستان جدید دادگاه ویژه تعریف شد، رسما آقای محمدی گلپایگانی در معارفه گفتند، مخالفت با دادگاه ویژه روحانیت، مخالفت با اصل نظام است.

پیوند ویژه این سه نفر باعث شد که موجی از روحانیون طرفدار اصلاحات در دوران اصلاحات مهار و زندانی بشوند که همه با اطلاع دقیق آقای محمدی گلپایگانی بوده است.

حکم تمام روحانیون متهم در دادگاه ویژه روحانیت را آقای سلیمی صادر و آقای محسنی اژه‌ای امضاء کرده است.

شکایت‌هایی که به دفتر رهبری شده است را آقای محمدی گلپایگانی ناظر بوده که مبادا باعث ایجاد ذهنیتی از آقایان اژه‌ای و سلیمی نزد آقای خامنه‌ای بشود.

آقای سلیمی در سال 1377 اعلام کرد که غائله آیت الله منتظری را با اعدام ایشان ختم و همه مسئولیتش را هم خودم بر عهده می‌گیرم، فقط آقای خامنه‌ای رضایت بدهند.

این مقدار حلقه مرکزی دادگاه ویژه روحانیت به لحاظ حقیقی محکم است که تمام نقدهای حقوقی که در طول این سال‌ها علیه دادگاه ویژه شده و حتی در دادگاه آقای کدیور، به تفصیل ساختار حقوقی‌اش زیر سئوال رفته است نتوانسته این دادگاه را متزلزل بکند.

دلیل آن را فقط و فقط در این می‌دانم که ساختار حقیقی دادگاه ویژه از ساختار حقوقی دادگاه ویژه محکم‌تر است، وگرنه نقدهایی که تا به حال به این دادگاه شده است، به لحاظ حقوقی به قدری نقدهای محکمی بوده که به هر نهاد دیگری در این نظام وارد می‌شد، آن نهاد فرو می‌ریخت.

نوشتن دیدگاه

بدون کسب رضایت والدین دانش آموزان را به استقبال احمدی نژاد بردند

در حالیکه برای رفتن به یک اردوی ساده در خارج از محیط مدرسه، دانش آموزان می بایست رضایت نامه مکتوب والدین را به مدیران مدارس ارائه کنند،مدیران تعدادی از مدارس راهنمایی و دبیرستانهای شهریزد، بدون کسب اجازه از پدر و مادر دانش آموزان، خود سرانه دختران و پسران دانش آموز را برای استقبال از رئیس جمهور به میدان میر چقماق بردند،تا جمعیت را  افزون کنند.

به گزارش فرارو، ولی یکی از این دانش آموزان نامه ای خطاب به رییس جمهور در وبلاگ خود انتشار داده است . در بخشی از نامه محمد رضا شوق الشعرا که پرده دیگری از استقبال غیر عادی یزدی ها از آقای احمدی نژاد را فرو می اندازد ،آمده است :

« آقای رئیس جمهور! آیا مدیران مدارس دارالعباده یزد، که هدفشان کسب رضایت مدیران و مسئولان استان بوده، حتی برای یک لحظه، به تاثیرات و پیامدهای این حضور بی برنامه و شکست حرمت خانواده فکر کرده بودند!؟

شلوغ شدن میدان میرچقماق یزد، و پر کردن میدان از دانش آموزان نوجوان که هنر و افتخار نیست. آیا استانداران و مدیران دولت نهم برای رسیدن به هدف، وسیله را توجیه می کنند؟

آقای رئیس جمهور! برخلاف شعارهای دولت نهم، جدا از بنرهای پرهزینه تبلیغاتی، رنگین نامه های بسیاری به بهانه سفر شما به یزد چاپ و توزیع شده، و اما احمدی نژادی که بدون هزینه های گزاف و چاپ پوسترهای مختلف رنگی، در انتخابات ریاست جمهوری، رای ها را بدست آورد و پیروز شد، چه احتیاجی به این تبلیغات فریبنده دارد؟

آقای رئیس جمهور! از یزد که گذشت، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، مواظب حرکات و عملکردهای ضد تبلیغ مدیرانتان در دیگر استانها باشید، و بخاطر حرمت اخلاق و عدالت و حقوق والدین، با مدیران متخلف آموزش و پرورش یزد برخورد کنید.»

از دیگر سو،عکس های انتشار یافته در یکی از سایت های محلی پربیننده یزد (یزد فردا) هم از حضور نظامیان و مهمانانی از استانهای همجوار یزد (بم و کرمان ) در جمع حاضران در میدان امیر چخماق  حکایت دارد.

جالب اینکه علی اکبر اولیا، نماینده مردم یزد هم در گفت و گو با خبرگزاری فارس ، علنا بر این موارد صحه گذاشته و گفته است : گله ما این است که این سفر ها باید بی پیرایه باشد و افراد دولتی فراتر از آنچه که وظیفه و اختیاراتشان است وارد نشوند.

اولیا افزود: افراد ازجاهای مختلف حضور پیدا کردند و به نوعی سازماندهی شده بودکه از نظر قانونی این هزینه کردن ها از بودجه دولت سابقه نداشته است.

نماینده مردم یزد در مجلس گفت: مشخص نیست که دولت با چه هدفی چنین اقدامی را انجام داده است و دستگاه های دولتی قانوناً و شرعاً نباید وارد چنین مسائلی شوند.

همچنین به گزارش یاری در جلسه استاندار یزد با معاونین استانداری، فرماندران و مسئولین کارگروههای ستاد سفر ریاست جمهوری به استان یزد، مصوباتی قابل تامل تصویب شده است و تاکید شده که استقبال پرشکوه از احمدی‌نژاد در استان یزد که زادگاه محمد خاتمی به شمار می‌رود بازتاب‌های گسترده جهانی خواهد داشت.

متن این مصوبات که در تاریخ۲۹دی ماه سال جاری به تصویب رسیده است به شرح زیر است.

متن مصوبات و مذاکرات:

جلسه استاندار با معاونین استانداری، فرماندران و مسئولین کارگروههای ستاد سفر ریاست جمهوری به استان یزد

استاندار:مدیران و فرمانداران محترم توجه داشته باشند که تمام ظرفیتها بایستی در راستای اطلاع رسانی و تبلیغات گسترده در استقبال بی‌نظیر از ریاست محترم جمهور و هیات دولت و سایر موارد بسیج نمود، این استقبال به لحاظ جهانی بسیار حائز اهمیت است.

مصوبات: فرمانداران کلیه تدابیر مقتضی اعم از برنامه‌ریزی، سازماندهی و مدیریت امور جهت حضور مردم مشتاق شهرستانهای مربوطه اعم از وسایل ایاب و ذهاب، اسکان، نکات ایمنی، پذیرایی و غیره را به عمل آورند.

فرمانداران محترم علاوه بر ساماندهی تبلیغات مردمی در شهرستان مربوطه تلاش نمایند تا بخشی از تبلیغات مردمی شهرستان در مرکز استان نصب گردد.

فرمانداران اقدامات لازم را جهت تشکیل جلسه با معتمدین شهرستان و سایر تشکل‌های مردمی به منظور حضور گسترده مردم مشتاق به عمل آورند.

مدیرکل راه آهن با همکاری کارگروه حمل و نقل و فرمانداران شهرستانهای اردکان، میبد، خاتم، بافق و مدیرکل سیاسی تدابیر لازم جهت ایاب و ذهاب مشتاقان به صورت ریلی را فراهم بیاورند.

فرمانداران، رابطین فرمانداری را به منظور هماهنگی ایاب و ذهاب شهرستانها را به کارگروه حمل و نقل معرفی کرده، مضاف بر اینکه میزان وسیله نقلیه مورد نیاز را به این کارگروه اعلام نمایند.

فرمانداران جهت اسکان و پذیرایی مشتاقان هماهنگی لازم را با کارگروه اسکان و پذیرایی به عمل آورند.

فرماندران شهرستانهای خاتم و طبس تدابیر لازم جهت تهیه شام، صبحانه و نهار مشتاقان شهرستان مربوطه را به عمل آورند .
.

گفتنی است در دور سفر قبلی احمدی نژاد به یزد ،تعداد استقبال کنندگان از رئیس جمهور در مجموع به همراه دانش آموزانی که از مدارس آورده شده بودند از چند صد نفر تجاوز نمی کرد وپس از این ماجرا ، عاصی رییس ستاد انتخاباتی احمدی نژاد واستاندار یزد کنار گذاشته شد ولی استاندار فعلی یزد (سردار فلاح زاده ) تلاش زیادی کرد تا استقبال گسترده ای از احمدی نژاد صورت پذیرد.

Comments (1)

رکسانه، دختری که قربانی عشق اسکندر شد

رکسانه دختر (کوهورتانوس) فرمانروای سغد از ولایات ایران که در نزدیکی سمرقند کنونی قرار دارد، بود. رکسانه یعنی ستاره کوچک! سیزده ساله است که اسکندر ایران را به خاک و خون می‌کشد.
اسکندر مقدونی چهره نام آشنای تاریخی است که داعیه فتح جهان را در سر دارد. در دوران فرمانروایی ۱۳ ساله اش سرزمین‌های بسیاری را تصرف می‌نماید که با توجه به امکانات آن زمان ابعاد وسیعی داشته. تنها با یک نگاه به باقیمانده کاخ آناهیتا، تخت جمشید کافیست تا نفرت عظیم ایرانیان را نسبت به اسکندر درک کنیم! اسکندر وقتی که وارد تخت جمشید شد و این همه شکوه و ثروت را دید دستور داد که هر چیز را که می‌توانند با خود ببرند و هر چیز را که نمی‌توانند نابود سازند.

داریوش سوم
آخرین پادشاه ایران تنها فرار می‌کند و توسط یکی از امیران ولایات کشته می‌شود. اسکندر ایران را فتح می‌کند،  سغد را فتح می‌کند.
کوهورتانوس خواست ضیافتی برای اسکندر با تجملات مشرق ‌زمین بدهد و با این مقصود ۳۰ نفر از دختران خانواده‌های درجهٔ اول سغدیان را باین ضیافت طلبید. دختر خود والی هم جزو آنها بود.
رکسانه از حیث زیبایی و لطافت مثل و مانند نداشت و بقدری دلربا بود که در میان آنهمه دختران زیبا توجه تمام حضار را بخود جلب می‌کرد.
در شب میهمانی که پدر رکسانه (کوهورتانوس) برای پذیرفتن شکست و به افتخار اسکندر برپا می‌کند. رکسانه بر طبق سنن ایرانی با رو بنده می‌رقصد. رکسانه مجبور می‌شود طبق خواست اسکندر روبنده را بر دارد… کاری که در تمام عمرش نکرده.
اسکندر که مست بادهٔ عنایتهای اقبال و ابخرهٔ شراب بود عاشق وی گشت.
گویند: «پادشاهی که زن داریوش و دختران او یعنی زنانی را دیده بود که کسی جز رُکسانه در وجاهت بآنها نمی‌رسید، در این‌جا عاشق دختری شد که نه در عروقش خون شاه جاری بود و نه از حیث مقام می‌توانست قرین آنها (یعنی زن داریوش و دختران او) باشد»
بزودی اسکندر بلند و بی‌پروا گفت: لازم است مقدونیها و پارسیها با هم ازدواج کنند و این یگانه وسیله‌ایست برای اینکه مغلوبین شرمسار و فاتحین متکبر نباشند.
بعد برای آنکه این فکر خود را ترویج کند آشیل پهلوان داستانی یونان را که از نیاکان خود میدانست مثل آورده گفت مگر او یکی از اسراء را ازدواج نکرد؟ بنابراین مقدونیها نباید ازدواج زنان پارسی را برای خود ننگ دارند.
پدر رُکسانه از این سخنان اسکندر غرق شادی گردید و بعد اسکندر از شدت عشق در همان مجلس امر کرد موافق عادات مقدونی نان بیاورند و آن را با شمشیر بدو نیم کرده نیمی ‌را خودش برداشت و نیم دیگر را به رُکسانه داد تا وثیقهٔ زناشویی آنان باشد. مقدونیها را این رفتار اسکندر خوش نیامد زیرا در نظر آنان پسندیده نبود که یک والی پارس پدرزن اسکندر گردد ولی از زمان کشته شدن کلیتوس سرداران مقدونی از اسکندر می‌ترسیدند و هر آنچه از او سر می‌زد با سیمای خوش تلقی می‌شد.
رکسانه میان تنفر نسبت به یک غاصب و عشق نسبت به یک همسر می‌ماند….
کم کم مانند همه زنان ایرانی عشق به همسر و وفاداری در رکسانه جان می‌گیرد. او عاشق می‌شود! و اسکندر عشق تمام لحظات رکسانه می‌گردد. اما صد افسوس که اسکندر تنها به تصرفاتش می‌اندیشد و وظیفه ای که خدایان بر عهده او گذاشته اند برای رسیدن به آخر دنیا! و رکسانه در این میان قربانی یک عشق است!
رکسانه پا به پای اسکندر به هند می‌رود! باران‌های سیل آسا را تحمل می‌کند! پیکر‌های بیجان کشته‌ها را می‌بیند! درد و رنج سر بازان و شورش آنها با اسکندر را می‌بیند! در سختی‌ها در کنار اسکندر و در خوشی‌ها هم چون بیگانه ای با او رفتار می‌شود! و اسکندر در این میان شخصیتی دو گانه دارد. زمانی دلپذیرترین رفتار را با رکسانه دارد و زمانی او را از خود می‌راند…….
رکسانه زجر می‌کشد….دو رویی می‌بیند…….نیرنگ‌ها را می‌چشد……جفای عشقش را می‌بیند……. زخمی‌شدن اسکندر را تحمل می‌کند……اما در این میان رکسانه باز هم رکسانه است….
تحول شگرف فکری اسکندر شورش سربازان و خواهش رکسانه او را از هند ناامید بازمی‌گرداند…..اسکندر خسته از جنگ و زخم خورده از شورش سربازانش به سوی ایران باز میگردد……و اینبار باز رکسانه به دور از رفتار‌های درباری یک ملکه در کنار اسکندر و با پای پیاده از کویر می‌گذرد……به ایران باز می‌گردد…..
اما…..اینبار……اسکندر به دلیل مصالح کشور گشایی زخم جان فرسایی به روح رکسانه وارد می‌کند……
اسکندر به شوش رفت و در آنجا با  “استاتیرا” دختر کوروش ازدواج می‌کند….و دستور می‌دهد هم زمان با او هشتاد نفر از سرداران سپاهش با شاهزاده‌های ایرانی ازدواج کنند!!!!!
در شب ازدواج اسکندر رکسانه طفلی را که در بدن داشت از دست می‌دهد…..رکسانه باز هم در کنار اسکندر می‌ماند!!!! حتی پس از ازدواجش…..اسکندر استاتیرا را در شوش باقی می‌گذارد و رکسانه را با خود به اکباتان می‌برد…..
از آنجا با اینکه منجمان ورود به بابل را نحس می‌دانند اسکندر به بابل می‌رود….اسکندر که می‌دانسته راهی به پایان عمرش ندارد در آخرین روزها با رکسانه وداع می‌کند واسکندر در واقع در باغ‌های معلق بابل اعتراف می‌کند که همچنان عاشق رکسانه است!!! اسکندر حتی به رکسانه می‌گوید که بعد از مرگش دستور قتل استاتیرا بدهد که سودایی برای جانشینینی اسکندر در سر نپروراند……
در بابل عشق ابدی رکسانه (اسکندر) بر اثر بیماری مرموزی جان می‌سپارد و اسکندر با همه قدرتش به آغوش خاک می‌رود…..در حالیکه رکسانه ولیعهد او را به دنیا می‌آورد….ولیعهدی که هرگز پادشاهی نکرد…..
از آن پس المپیاس مادر اسکندر از رکسانه و پسرش حمایت می‌کرد. تا اینکه المپیاس بدست کاساندروس بقتل رسید.
رکسانه به جرم پایبندی به عشق اسکندر، اسیر کاساندروس و قربانی دسیسه‌های سیاسی امپراتوری اسکندر شد که می‌خواهد قدرت پدر به پسر نرسد………
کاساندر چون دید که اسکندر چهارم پسر اسکندر، بزرگ شده و در مقدونیه گفتگو ازین است که او را از محبس بیرون آورده بر تخت بنشانند، از عاقبت این کار ترسید و نابودی خود را در آن می‌دید. بنابراین به گلوسیاس رئیس محبس نوشت که سر رکسانه و اسکندر را ببرد و تن آنها را پنهان دارد و چنان کند که اثرى از این دو قتل نماند.

نوشتن دیدگاه

مجلس توپ «قیمت بنزین» را به زمین دولت می اندازد

مجلس قصد دارد تعیین تکلیف قیمت بنزین در سال 88 را در اختیار دولت قرار دهد.

هم اکنون دیدگاه های مختلفی در مورد بودجه 88 و قیمت حامل های انرژی در آن مطرح است که بر اساس یکی از این دیدگاه ها بنزین با قیمت 350 تومان در سال 88 فروخته خواهد شد.

این در حالی است که کمیسیون تلفیق تاکنون هیچ کدام از این پیشنهادات را تصویب نکرده و به احتمال زیاد مجلس، تعیین قیمت بنزین در سال آینده را در اختیار دولت قرار می دهد.

مجلس با 8400 میلیارد تومان درآمد دولت ناشی از فروش حامل های انرژی موافقت کرده که بر این اساس دولت قادر خواهد بود تا این سقف، قیمت حامل های انرژی را تعیین کند.

برخی از صاحب نظران در اختیار دولت قرار دادن تعیین قیمت بنزین در سال آینده را اقدامی سیاسی تلقی می کنند که بر اساس آن مجلس در ظاهر نقشی در افزایش قیمت بنزین در سال آینده نخواهد داشت.

این در حالی است که برخی نمایندگان نیز معتقدند مجلس با 25 درصد اعتبارات مورد نیاز دولت برای فروش حامل های انرژی موافقت کرده و به این ترتیب دولت مجبور خواهد بود در قیمت های حامل انرژی افزایش اندکی ایجاد کند.

Comments (1)

رفسنجانی:هر چه جلوتر می رویم اوضاع بدتر می شود

رفسنجانی طی سخنانی ، گفته است از لحاظ وابستگی كشور به نفت و واردات اوضاع خوب نیست. در حال حاضر 60 میلیارد دلار واردات داریم. فكر می ‌كنم هر چه جلوتر می ‌رویم از لحاظ اجرایی با آرمانهای امام فاصله می ‌گیریم. ‌‌در همین فاصله ‌زمانی كم گذشته نفت بشكه‌ ای 100 دلار بود و می ‌توانستیم یارانه‌ ها را به مردم بدهیم، ولی الان به ‌هیچ‌ وجه امكان ندارد. از لحاظ مردمی با انتخابات 99 درصدی شروع كردیم و در حال حاضر در بعضی از انتخابات به 30 درصد و در ‌بعضی از شهرهاى حساس مثل تهران به زیر 30 درصد رسیدیم كه آسیب است. در باره مسائل فرهنگی هم هرچه جلوتر می ‌رویم، روز به روز اوضاع بدتر می‌ شود و حتی بداخلاقی‌ ها به خانه‌ ها سرایت ‌می ‌كند. بی‌ انصافی و فساد در حال بالا رفتن است.

نوشتن دیدگاه

Older Posts »