آرشیو برای جولای, 2008
جولای 31, 2008 روی 7:31 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر اجتماعی, تک ضرب, سیاسی, وبگردی
پیوند پایدار
جولای 31, 2008 روی 7:27 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر اجتماعی, اخبار ایران, اخبار فارسی, تک ضرب, سیاسی, وبگردی ·برچسبدار موبایل

هفت تیر ۷tir.com : ساعت ۱۸ روز چهارشنبه بین فلکه اول و دوم صادقیه سه موتورسیکلت در کنار خیابان متوقف و شش مامور پلیس کنار آنها ایستادهاند. مامورها به طوری موردی افرادی را که در حال عبور هستند احضار میکنند و تلفن همراه آنها را مورد بازرسی قرار میدهند. رئیس پلیس امنیت پایتخت گفت: اگر چنین چیزی باشد برخورد میشود. سردار علیپور، رئیس پلیس امنیت تهران بزرگ، مشاهدات خبرنگارما از صحنه کنترل تلفن همراه مردم را تکذیب کرد و گفت: تا به حال کنترل تلفن همراه نداشتهایم و اگر چنین چیزی باشد با مامور برخورد میشود. او با بیان اینکه اگر قرار باشد کنترل تلفن همراه صورت گیرد مربوط به وظایف پلیس امنیت است، تصریح کرد: پلیس امنیت تاکنون اقدام به این کار نکرده است و پلیسهای تخصصی دیگر نیز این کار را نکردهاند. به گزارش خبرنگار ما ماجرای «پلیس موبایل» از دی ماه سال ۸۵ به طور جدی مطرح شد. زمانی که سرپرست مرکز اطلاعرسانی پلیس یزد، خبر از کنترل تلفن همراه مردم داد. او گفته بود: واحد مستقلی به نام پلیس موبایل وجود ندارد، اما موبایلهایی که حاوی تصاویر یا متنهای کوتاه اهانت آمیز باشند در سطح شهر چک میشود. وی افزوده بود: با وجود اینکه واحد مجزایی تحت عنوان پلیس موبایل وجود ندارد اما فعالیتهای صورت گرفته در شهر یزد، نظیر چک کردن موبایلها قانونی است. البته چند ماه پیش از این موضوع کنترل تلفن همراه مردم از سوی پلیس مطرح شده بود. هرچند که ۲۵ دی ماه سال ۸۵ مهدی احمدی، مسوول ارتباط با رسانه مرکز اطلاعرسانی ناجا اظهارات سرپرست مرکز اطلاعرسانی نیروی انتظامی را تکذیب کرد و گفت: همانطور که بارها اعلام کردهایم، نه تنها پلیسی به نام پلیس موبایل وجود ندارد بلکه سایر واحدهای نیروی انتظامی هم مجاز به تفتیش تلفن همراه افراد نیستند.
وی ادامه داد: چنانچه کسی به هر عنوان تقاضای بازرسی گوشی تلفن همراه فردی را عنوان کرد، شهروندان با خودداری از این کار بلافاصله پلیس ۱۱۰ را در جریان بگذارند و چنانچه فرد متقاضی پلیس بود، مراتب را به ۱۹۷ اطلاع دهند .
با مطرح شدن موضوع کنترل موبایل مردم در خیابان از سوی افراد لباس شخصی یا ماموران پلیس با واکنش علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم نیز همراه بود. این موضوع تا آذرماه سال ۸۶ ادامه داشت و در حالی که شاهدان زیادی تایید میکردند که افرادی تحت عنوان مامور پلیس تلفن همراه آنها را بازرسی کردهاند، پلیس امنیت تهران بزرگ، پلیس اماکن ناجا، پلیس مبارزه با مفاسد اخلاقی ناجا ، مرکز اطلاعرسانی و فرمانده ناجا موضوع را تکذیب میکردند. سردار اسماعیل احمدی مقدم فرمانده ناجا بیست و نهم آبان ماه سال ۸۶ در گفتوگویی با خبرگزاری فارس اعلام کرد که در کشور پلیس موبایل وجود ندارد و هیچ ماموری به هیچ وجه حق ندارد تلفن همراه فردی را بگیرد و کنترل کند. وی افزود: مشخص نیست بحث پلیس موبایل در کجا طراحی شده است. «خبرنگاران پلیس موبایل میسازند، خودشان هم منحلش میکنند.» ما اصلا چنین فکر و برنامهای نداریم. احمدی مقدم پیش از این نیز در رابطه با طرح برخورد با بدپوششی خبرنگاران را مورد خطاب قرار داده و گفته بود که چیزی به نام طرح برخورد با بدحجابی نداریم و رسانهها اسم طرح را بر آن گذاشتند، اما پس از آن به او اثبات شد که لفظ «طرح» برای برخورد با بدپوششی برای نخستین بار از سوی رئیس پلیس پایتخت، خود فرمانده ناجا و دیگر فرماندهان نیروی انتظامی مطرح شده بود. وی اضافه کرد: پلیس موبایل در کشور وجود ندارد و هیچ ماموری حق ندارد موبایل کسی را بگیرد و کنترل کند، البته در مورد افراد مجرم از جمله موادفروشان، برای پیدا کردن سرنخ تلفنهای همراه و ثابت آنها با مجوز قضایی کنترل میشود که بحث آن جداست؛ اما گرفتن موبایل افراد برای کنترل فیلم ، عکس یا پیامی که در آنها وجود دارد ممنوع است زیرا آن را دخالت در امور شخصی مردم میدانیم که هیچ ربطی به پلیس ندارد.
پس از آن بحث داغ پلیس موبایل تا حدودی کمرنگ شد و شاید فعالیت مامورها نیز با توجه به رسانهای نشدن بحث محدود و متوقف شد، اما مشاهدات خبرنگار ما و اظهارات شاهدان حاکی از آن است که مامورهایی در سطح شهر تهران، به صورت پراکنده تلفن همراه افراد را مورد بازرسی قرار میدهند اما پلیس همچنان موضوع را تکذیب میکند.
.
قبلی :
. نیروی انتظامی با کمک خبرگزاری دولت ناموس مردم را به معرض نمایش گذاشت
. برخورد عجیب ماموران گشت ارشاد با زنان در میدان هفت تیر تهران
.
از این آدرس وارد سایت هفت تیر شوید :
www.7tir.biz
.
- پلیس موبایل -تهران – پلیس امنیت – تکذیب -هفت تیر –
اقدام غیر قانونی پلیس تهران در نظارت بر محتویات خصوصی موبایل های مردم
پیوند پایدار
جولای 31, 2008 روی 7:23 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر اجتماعی, اخبار ایران, اخبار فارسی, تک ضرب, زنان, وبگردی ·برچسبدار قتل ناموسی, مزاحمت ناموسی, همسر, تجاوز, رابطه پنهانی, زن, زن شوهر دار

هفت تیر ۷tir.com : اعترافات زنی جوان راز قتل شاگرد راننده یی را که در حوالی ترمینال جنوب کشته شده بود افشا کرد و عامل جنایت را به دام انداخت.
به گزارش خبرنگار ما شامگاه ۳۰ تیرماه مسوولان بیمارستان رسول اکرم(ص) از مرگ جوانی به نام رضا خبر دادند و از ماموران خواستند برای تحقیق درباره فوت این مرد که مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته بود، به بیمارستان مراجعه کنند. با آغاز بررسی های پلیسی مشخص شد مقتول جوانی ۳۰ساله به نام رضا است که از ناحیه گردن و سینه مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته است. پس از انتقال پیکر قربانی به پزشکی قانونی گروهی از کارآگاهان ماموریت یافتند به تحقیق درباره علت قتل رضا بپردازند و قاتل یا قاتلان او را شناسایی کنند. در مرحله نخست مشخص شد رضا شاگرد یک راننده اتوبوس در ترمینال جنوب بوده و در همان حوالی محل کارش نیز در جریان یک نزاع از پای درآمده است. در حالی که دو فرضیه قتل از پیش طراحی شده و جنایت در پی دعوای خیابانی در این پرونده متصور بود، کارآگاهان به بررسی فهرست مکالمات تلفنی مقتول پرداختند. از آنجا که نام زنی به نام مهدیه در این لیست چندین بار تکرار شده و مقتول آخرین بار ساعتی قبل از مرگ نیز با وی تماس گرفته بود، کارآگاهان این زن را مظنون تشخیص دادند و پس از انجام ردیابی های ویژه وی را صبح روز پنجشنبه بازداشت کردند. زن ۲۵ساله که ابتدا منکر آشنایی با رضا بود و می گفت اطلاعی از این جنایت ندارد پس از چند ساعت بازجویی سرانجام شوهر ۲۶ساله اش- جواد- را به عنوان قاتل اصلی معرفی کرد. او درباره وقایع پشت پرده این جنایت گفت؛ سه ماه پیش عازم سوریه شدم. رضا شاگرد راننده اتوبوس کاروان ما بود. او طی سفر باب گفت وگو را با من باز کرد و با وجود اینکه به وی گفتم متاهل هستم شماره تلفن مرا گرفت تا به قول خودش با هم رفت وآمد خانوادگی داشته باشیم. چند روزی از بازگشتم به تهران گذشته بود که شاگرد راننده با من تماس گرفت و گفت باید از شوهرم طلاق بگیرم و با او ازدواج کنم. برخورد تند من با این جوان فایده یی نداشت و او از آن پس مزاحم من می شد و زندگی ام را مختل کرده بود تا اینکه به ناچار موضوع را به شوهرم جواد اطلاع دادم.مهدیه ادامه داد؛ در همان روزهایی که رضا سعی داشت مرا وادار کند با وی رابطه داشته باشم، یک روز سرزده به خانه مان آمد. آن زمان شوهرم در منزل نبود و تلاش من نیز برای بیرون کردن رضا از خانه بی حاصل بود. دقایقی بعد جواد از راه رسید و رضا با دیدن او پا به فرار گذاشت. شوهرم که قبلاً نیز از مزاحمت های این جوان به شدت عصبی و برآشفته شده بود این بار دیگر طاقت نیاورد و گفت هر طور شده باید پای رضا را از زندگی مان بیرون بکشد. او شماره موبایل مرد مزاحم را از من گرفت و طی گفت وگوی تلفنی از او خواست دست از این رفتارهایش بردارد اما رضا نه تنها عذرخواهی نکرد بلکه گفت حاضر به عقب نشینی نیست. او سپس از همسرم خواست به صورت حضوری یکدیگر را ملاقات کنند که در نهایت این دیدار به قتل انجامید.در پی اعترافات مهدیه شوهر او به دستور بهروز هنرمند بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران بازداشت شد و به ارتکاب قتل اقرار کرد. جواد گفت؛ مزاحمت های رضا زندگی ما را به هم ریخته بود و وی به هیچ وجه حاضر نمی شد از رفتارهای نادرست خودش دست بردارد تا اینکه قرار ملاقات گذاشته شد. من اصلاً قصد نداشتم او را بکشم و فقط می خواستم از طریق گفت وگوی مسالمت آمیز به ماجرا پایان دهم، به همین دلیل هم روز حادثه مهدیه و پسر چهارساله مان را با خودم بردم تا به رضا بگویم ما صاحب فرزند هستیم و بهتر است او بیش از این مزاحمت ایجاد نکند اما برخلاف انتظارم رضا در برابر من جبهه گرفت و گفت به مهدیه علاقه دارد و من باید او را طلاق دهم تا وی بتواند همسرم را به عقد خودش درآورد. او ناسزاهایی نیز به من گفت که سبب شد نتوانم خشم ام را کنترل کنم و با چاقو دو ضربه به وی زدم.بنابر این گزارش در حالی که هر دو متهم اکنون در بازداشت به سر می برند تحقیقات پیرامون صحت و سقم ادعاهای آنان درخصوص انگیزه قتل ادامه دارد.
.
.قبلی : پسری که مزاحم خواهرش را کشت به قصاص محکوم شد
.
راننده اتوبوس به شوهر زن : به زنت علاقه دارم . باید طلاقش بدی
پیوند پایدار
جولای 31, 2008 روی 7:16 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر اخبار ایران, اخبار فارسی, تک ضرب, وبگردی, ورزشی ·برچسبدار نامه حسین رضا زاده, حسین رضا زاده, حسین رضازاده, خداحافظی رضا زاده از وزنه بردا

هفت تیر ۷tir.com : چند روز بیشتر از منتشر کردن مصاحبه ای متفاوت از حسین رضا زاده در هفت تیر نمی گذرد . در این مصاحبه رضا زاده با وجود بیان اینکه شبها از درد عضله خوابش نمی برد اما همچنان امید داشت که بتواند بار دیگر طلای المپیک را تصاحب کند . بلافاصله بعد از آن مصاحبه بود که شایعه یی باورنکردنی تمام کاروان ورزشی ایران در آستانه المپیک ۲۰۰۸ پکن را تحت تاثیر قرار داد. شایعه نگران کننده یی که نه از سوی کسی تایید می شد، نه از سوی کسی تکذیب . اما با این وجود حسین رضا زاده قهرمان نامدار وزن برداری ایران و جهان، از حضور در بازی های المپیک منع شد . رضازاده ورزشکار پر افتخار ایران به دستور پزشکان در بازی های المپیک غایب خواهد بود. در حالی که در چند روز گذشته بحث غیبت رضازاده در المپیک وجود داشت در ساعات پایانی شب گذشته حسین رضازاده قهرمان نامدار وزنه برداری ایران و جهان، به دستور پزشکان از حضور در بازی های المپیک منع شد. رئیس فدراسیون، کادر پزشکی و مربیان وزنه برداری ایران طی نامه یی به «حسین رضازاده» خواهان انصراف وی از حضور در بازی های المپیک پکن به دلیل نگرانی های جدی نسبت به سلامتی این وزنه بردار شدند. پزشکان، مسوولان و رئیس فدراسیون وزنه برداری طی نامه یی به پهلوان حسین رضازاده با اشاره به شرایط جسمانی و نگرانی های جدی نسبت به خطرات حضور در مسابقات، خواهان انصراف رضازاده از حضور در المپیک ۲۰۰۸ پکن شدند. این در حالی است که هجده روز دیگر مراسم افتتاحیه بیست و نهمین دوره بازی های المپیک در شهر پکن برگزار می شود و مردم و مسوولان ایران رضازاده را شانس نخست کسب مدال طلا در این بازی ها می شناختند. البته تجویز پزشکان برای او خداحافظی دائمی از ورزش حرفه یی است و با این حساب رضازاده را دیگر در میادین بین المللی نخواهیم دید. او پس از ده سال حضور حرفه یی در ورزش قهرمانی، از دنیای این رشته خداحافظی کرد.
اگر در فاصله دو هفته به آغاز مسابقات المپیک ۲۰۰۸ همه کسب مدال طلای حسین رضازاده در مسابقات وزنه برداری سنگین وزن را قطعی می دانستند و در انتظار روزی بودند که او سومین طلای متوالی خودش را پس از المپیک سیدنی و المپیک آتن به گردن بیندازد، اما دیگر نباید چندان به این اتفاق امید داشته باشیم. البته پیش از انتشار این خبر هم حسین رضازاده سه روز پیش در مصاحبه ای که در سایت قرار گرفت حرفهای عجیبی زده بود که بوی ناامیدی پهلوان ورزش ایران از آن به مشام می رسید. او با وجود اینکه بارها وعده کسب مدال طلای المپیک ۲۰۱۲ لندن را هم به مردم ایران داده بود، اما در آن مصاحبه ناامیدانه گفته بود؛ «دیگر کم کم دارم به آخر خط می رسم. این رسم دنیا است و باید یک روز جوانان بیایند و جای من را بگیرند. با این وضع قول رکوردشکنی در مسابقات وزنه برداری المپیک را نمی دهم اما شما مطمئن باشید پس از من تا سال ها کسی نمی تواند رکوردهای سنگین وزن را بزند.» البته آن روز همه تصور می کردند فشار تمرینات رضازاده در روزهای مانده به المپیک ۲۰۰۸ باعث حرف های سرد وزنه بردار ۱۵۰ کیلوگرمی ایران شده اما حالا پس از انتشار خبر وضع فرق کرده. البته در روزهای گذشته خبر به صورت شایعه در فدراسیون وزنه برداری دهان به دهان می پیچید؛ «پزشکان اختصاصی تیم ملی وزنه برداری حسین رضازاده را از حضور در مسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن منع کردند.» گویا فشار زیادی که در ده سال گذشته به حسین رضازاده وارد شده، باعث افت کیفیت او و وداع پهلوان شده. افت رضازاده به قدری است که او در دو سه سال گذشته فاصله زیادی با رکوردهای خودش داشت. در این بین بزرگ ترین معضل کاروان ورزشی ایران در آستانه المپیک ضربه روحی انتشار این خبر چندان روی نمایش ورزشکاران دیگر ایران خواهد بود. مشکلات بدنی رضازاده به قدری جدی بود که حتی او از یک ماه پیش هم برای حضور در مسابقات المپیک دو دل بود.از سوی دیگر هم باید بحث رشید شریفی دیگر وزنه بردار ۱۰۵« کیلوگرم را پیش کشید که در تمامی چند ماه گذشته در کنار حسین رضازاده در اردوی تیم ملی وزنه برداری حضور داشته. جالب اینجاست که در اردوی تیم ملی تنها در وزن ۱۰۵« کیلوگرم دو وزنه بردار حضور داشتند و در وزن های دیگر تنها یک وزنه بردار وزنه می زد و این فاکتور دیگری است که به ما می فهماند باید غیبت رضازاده در المپیک را جدی می گرفتیم. اتفاقی که همه مردم ایران از شنیدن خبر آن قطعاً شوکه شدند.
.
قبلی : حسین رضازاده : به فکر رکورد شکنی نیستم ، شبها از درد عضله خوابم نمی برد
حسین رضا زاده در حال تبلیغ املاک رابینسون دبی در ماهواره

.
در آستانه آغاز المپیک ، رضازاده از وزنه برداری خداحافظی کرد
پیوند پایدار
جولای 25, 2008 روی 1:49 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اخبار ایران, اخبار فارسی, تک ضرب, زنان, سیاسی, وبگردی

هفت تیر ۷tir.com : چند روز پیش خاطره ای مبنی بر تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام در اول انقلاب ، در سایت هفت تیر قرار گرفت . بعضی از خوانندگان که اطلاعات کمی در مورد برخورد های سالهای اول انقلاب با زندانیان و خاطرات مفصل روایت شده در این مورد داشتند با دیده شک و تردید به این مطلب نگریستند و در اصل موضوع تردید وارد کردند . امروز سند غیر قابل ردی از نامه قائم مقام رهبری به رهبر انقلاب در سال ۶۷ به دست من رسید که به وضوح به این موضوع اشاره می کند و تجاوز به دختران باکره در زندان های جمهوری اسلامی را تایید می کند . در این نامه که از سوی آیت الله منتظری در حول و حوش ماجراهای سال ۶۷ و کشتن بیش از ۴ هزار نفر از زندانیان سیاسی ، خطاب به آیت الله خمینی رهبر وقت انقلاب نوشته شد . آیت الله منتظری در قسمتهایی از نامه اینگونه می نویسند :
” آیا میدانید که جنایاتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا میدانید که تعداد زیادى از زندانیها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده اند؟ آیا میدانید که در زندان (شهر) مشهد, حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود … مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟ آیا می دانید که در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار میگیرند … “
در سندیت این نامه که در کتاب خاطرات آیت الله منتظری نیز آمده است هیچگونه شک و تردیدی وجود ندارد . آیت الله منتظری چندی بعد از این نامه و پس از ماجرای اعدام غیر قانونی هزاران زندانی سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی از جانشینی آیت الله خمینی برای رهبری نظامی جمهوری اسلامی استعفا دادند و چند ماه بعد پس از فوت آیت الله خمینی آیت الله خامنه ای به رهبری نظام انتخاب شدند .
مطلب هفت تیر در مورد تجاوز به دختران باکره ای که محکوم به اعدام شده بودند : دخترتون دیشب عروس شده اینهم مهریه اش
نامه آیت الله منتظری به آیت الله خمینی تاییدی بر تجاوز به دخترهای باکره در زندان ها
پیوند پایدار
جولای 22, 2008 روی 8:11 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر اخبار ایران, اخبار فارسی, تک ضرب, وبگردی ·برچسبدار معتاد, اعتیاد, اعتیاد خسرو شیبایی, عکس خسرو شکیبایی

رسانه ها همه از شکیبایی می گویند. خوب هم هست. او بازیگر مهمی بود. ستاره ای بود. اما در این گفتن ها آنچه پنهان می کنند تاسف انگیز است. شکیبایی با خود هر چه کرد چیزی پنهان نبود. پس بهتر است تمام شکیبایی را ببینیم و با آنچه بود و آنچه هستیم روبرو شویم و خود را از خودمان پنهان نکنیم. اینجا دیگر محل بازی نیست. بازی تمام شده است.
هفت تیر ۷tir.com به قلم پرویز جاهد : خسرو شکیبایی هيچگاه بازيگر محبوب و مورد علاقه من نبود اما بازيگر خوبی بود و در فيلم های مهمی مثل هامون، سارا، کاغذ بی خط، کيميا و چند فيلم خوب ديگر بازی کرد. تنها نقشی که از شکيبايی دوست دارم بازی درخشان اش در سريال روزی روزگاری است که به اعتقاد من از بهترين سريال های تلويزيونی توليد شده پس از انقلاب است و تا کنون سريالی در حد و اندازه آن توليد نشده (در کنار کوچک جنگلی).
وقتی خبر درگذشت خسرو شکیبایی را در سن ۶۴ سالگی شنيدم، بسيار متاسف شدم اما اصلا تعجب نکردم چون از وضعيت جسمی بحرانی او تا اندازه ای باخبر بودم، اگرچه بسياری از نويسندگان و هنرمندان سينمای ايران در پيام های تسليت خود در روز گذشته آن را يک شوک خواندند و چنين نشان دادند که از اين مرگ ناگهانی غافلگير شدند. اما برخی نويسنده ها مثل اميرحسين جلالی در سايت سينمای ما نوشتند «خيلی ها انتظارش را داشتند. معجزه که قرار نبود اتفاق بيفتد». همه می دانستند که شکیبایی به شدت معتاد به مواد مخدر است و در هر محفل هنری که می رفتی از اعتیاد او حرف می زدند اما اين عادت ما ايرانی هاست که ضعف های هنرمندان مورد علاقه مان را بعد از مرگ ناديده گرفته و آن را پنهان و لاپوشانی کنيم. اين پنهان کاری و رياکاری در جامعه هنری ايران به شدت رواج دارد تا حدی که گزارش های پزشکی نيز علت واقعی مرگ برخی آدم های سرشناس و محبوب را اعلام نمی کند و رسانه های داخلی نيز از گفتن حقيقت می پرهيزند. این در حالیست که اعتیاد شکیبایی چنان آشکار بود که داریوش مهرجویی در یکی از فیلم هایش با آن شوخی واضحی کرده بود .
علت مرگ شکیبایی را ايست قلبی نوشته اند. برخی سايت های خبری نيز مرگ او را به خاطر سرطان کبد اعلام کرده اند. من نمی توانم با قطعيت بگويم علت واقعی مرگ شکيبايی اعتياد او بوده اما اگر بپذيريم که او دچار اعتياد شديد بوده، پس می توان اين احتمال را داد که مرگ زودرس و نابهنگام و تاسف آور اين بازيگر محبوب سينمای ايران ناشی از اعتياد به مواد مخدر بوده. هنرمندان زيادی در سال های اخير بر اثر اعتياد به مواد مخدر در سن های جوانی يا ميان سالی از دست رفتند. افراد خلاقی که هنوز فرصت برای خلق آثار هنری داشتند اما به خاطر ضعف جسمی و بيماری ناشی از اعتياد، نتوانستند نقش خود را تا آخر بازی کنند. هنرمندانی چون اکبر مشکين، پرويز فنی زاده، فرهاد و فروغی و شاعرانی چون نصرت رحمانی و م آزاد از جمله قربانيان اعتياد بودند اما اصلا يا کمتر در بيوگرافی آنها از اعتيادشان به مواد مخدر گفته شده است. در اين ميان کار برخی هنرمندان مثل داريوش اقبالی استثناست که بعد از ترک اعتياد، شجاعانه به اعتيادشان اعتراف کرده اند و با اين کار خواسته اند ديگران از زندگی آنها عبرت گرفته و به راه آنها نروند.
من نگران سرنوشت تعدادی از خلاق ترين آدم های سينمای ايران هستم که آلوده مواد مخدرند و به دليل همين مشکل، توانايی تکميل پروژه های خود را ندارند و از اين رو کمتر تهيه کننده ای حاضر است روی کار آنان سرمايه گذاری کند.
مرگ اسفناک شکیبایی ، شايد هشداری باشد برای جامعه هنری ايران که به بازنگری درونی خود بپردازد و علت واقعی مرگ های زودرس اعضای خود را رياکارانه پنهان نکند بلکه به جای آن به کشف و ريشه يابی علت ها و انگيزه های روحی، مالی و اجتماعی آن پرداخته و در درمان و پيش گيری آن بکوشد. بهتر است که به خود دروغ نگوييم و از بيان حقايق تلخ واهمه نداشته باشيم .
.
پیوند پایدار
جولای 19, 2008 روی 1:22 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر تک ضرب, دختر, عکس, عکسهای جالب ·برچسبدار girl, sky, sky girl, خوشگل, دختر, دختر لخت, دختر برهنه, دختر زیبا

دختر زیبا دختر آسمانی
پیوند پایدار
جولای 18, 2008 روی 6:25 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر خسرو شکيبايي, سينما ·برچسبدار فوت, مرگ, هنرمند, وفات, خسرو, خسرو شکيبايي, خسرو شکیبایی درگذشت, درگذشت, سينما, سینما, سینمای ایران
«سلام خسرو جان
بيخبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي!
دو هفته پيش هم كه آخرين جايزهات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزهات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست.
فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمهاي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف ميزدي!
يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود.
آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نميدونستيم داري ميري. نميدونم خودت ميدونستي يا نه. ميگن آدماي خوب قبل از رفتن، حالشون خيلي خوب ميشه؛ چون دارن ميرن يه جاي خوب. ما از كجا بايد ميفهميديم كه اين حال خوب نشانهي چيه؟ هميشه بعد از اينكه اتفاق ميافته، ميفهميم. ولي فكر كنم خودت ميدونستي؛ چون هيچي نگفتي و اونجوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي ميكردي و ما نميفهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيليها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نميتونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف ميزدي، همهي خداحافظيات ميشد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر ميكنم، ميفهمم اينجوري بيشتر حرف زدي.
من هي بايد از تو ياد بگيرم. يادته سالها پيش وقتي از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنههاي تئاتر ميدرخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه بيام و ديده بشم.
بعدها هم كه تو روي پرده سينماها ميدرخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم.
يادته من اولين فيلمم رو كه بازي كردم، تو «هامون» بودي. من يادمه كه در فيلم «كيميا»، دست منو ميگرفتي. كلي حال ميدادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس داشتم در كنار تو بازي كنم؛ تو فيلم «درد مشترك»، چه بامسما.
ارتباط من با تو، مثل كوهنوردها با كوههاست. هر قلهاي رو كه فتح ميكنن، ميبينن پشتش يه قلهي بلندتر هست. من هرچي ميدوم، تو يه قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري ديگه عموجون. رفتي اونور. نميدونم چقدر ديگه بايد بدوم تا به اونور برسم، تازه نميدونم در چه وضعيتي ميام اونور.
پس از اونور يه دعايي براي من بكن. ميگن دعاي اونوريها براي اينوريها زودتر مستجاب ميشه. اينجوري كه تو رفتي، كلي «خدابيامرزي» و «يادش بخير» و «حالهاي خوب» و «يادهاي خوب» و .. بدرقهي راهته.
من كه شاهدم، خودتم اگه حالشو داشته باشي، يه نگاهي به اينور بندازي ميبيني.
دست پر رفتي ديگه. ميبيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه.
البته جات پيش ما خاليه. هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك.
ميدونم اونجا كلي از بر و بچههاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن.
ما كه اون دنيا به بازيگريمون ادامه ميديم. اونجا هم حتما نمايش هست. اونوريهام حتما به سرگرمي احتياج دارن. پس اونجا بيكار نميمونيم. وقتي مردم رو سرگرم ميكنيم و حالشون خوب ميشه. يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون ميگن ديگه. وقتي مردم تو خيابون تو رو ميديدند و بياختيار لبخند ميزدند، خودش خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم ميفهمن كه تو رفتي و ديگه ميون ما نيستي، گريه ميكنن و جاتو خالي ميكنن، خدابيامورزيه ديگه.
ميبيني خدا چه لطفي به تو داشته كه اين موقعيت و جايگاه رو بهت داده. پس اونطرف هم حتما تحويلت ميگيره و ميبردت روي صحنهها و پردههاي اونجا، كه بازم مردم اونور ببيننت و حالشون بهتر بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه.
به اميد ديدار»
رضا كيانيان
پیوند پایدار
جولای 15, 2008 روی 11:30 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر اخبار ایران, اخبار فارسی, تک ضرب, سیاسی

هفت تیر ۷tir.com : جنایت ها و صحنه های شنیعی که در این فیلم ملاحظه خواهید کرد در فلسطین اشغالی و توسط اشغالگران اسرائیلی انجام نشده است و بعید است مشابه این صحنه ها را در در فلسطین کسی ببنید . دزدیدن دختر و انتقال او به دانشگاه آزاد به دستور جاسبی و کندن روسری از سر دختری که می خواهد مانع از زمین خواری مسئولان دانشگاه آزاد شود و کتک زدن او در یکی از شهرهای دور افتاده ایران نیز اتفاق نیافتده است . تمام این اتفاقات در همین تهرانی در شهری که آیت الله خامنه ای ولی امر مسلمین جهان در آن زندگی می کند اتفاق می افتد همه مسئولان از آن خبر دارند و بارها و بارها این جنایت ها که شرحش را در ادامه می خوانید تکرار شده است و خانواده مورد ظلم بارها در قوه قضاییه جمهوری اسلامی دادخواهی کرده اند اما صدایشان به جایی نرسیده است و قوه قضاییه با وجود مدارک بسیار و فیلم این جنایت ها کوچک ترین اقدامی برای برخورد با جاسبی و مسئولان شناخته شده دانشگاه ازاد که فیلمشان را در ادامه می بینید انجام نداده است و تنها در یک مورد متهم را با وثیقه یک میلیون تومانی به دستور دادستان تهران آزاد کرده است .
ماجرا ماجرای زمین خواری است . داستانی که در کشور جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها شنیده شده است و عده بسیاری از هموطنان به طریقهای مشابه زمین خود را از دست داده اند و بسیاری از مسئولان و زور مداران مملکت صاحب هزاران هزار متر زمین شده اند و این قصه همچنان ادامه دارد .
اگر پیش از این تنها روایت هایی پراکنده از ضرب و شتم اهالی یک روستا توسط عوامل امام جمعه شیراز برای تصرف زمین آنها شنیده اید این بار می توانید فیلم واقعی تلاش مسئولان نظام برای تصرف زمینی به وسعت ۱۴۰ هزار متر در تهران را مشاهده کنید که در این تلاش میلیارد ها تومان به زمین خسارت زده می شود . به ناموس صاحب زمین بی حرمتی می شود و حتی یکی از دخترهای او را می دزدند . و چندین نفر نیز در این اقدامات به قتل می رسند و صحنه قتل حادثه جلوه داده می شود . درتمام این اقدامات چهره مسئولان دانشگاه آزاد از رئیس حراست یکی از واحد ها گرفته تا معاون دانشگاه مشخص است .
ماجرا از این قرار است که دکتر هادوی یکی از قضات دادگستری قبل از انقلاب که بعد از انقلاب نیز چند سالی در قوه قضاییه مشغول به فعالیت بود دو میلیون متر زمینی که به او ارث می رسد را به دانشگاه آزاد هدیه می کند و در فيلم مي گويد: من تصميم گرفتم براي انجام يك عمل خير اين زمينها را به دانشگاه آزاد واگذاركنم. لذا بيش از ۲ ميليون متر مربع را طي صحبتي كه با آقاي جاسبي داشتم به آنها هديه كردم و ۱۴۰۰۰۰ متر مربع را نگه داشتم.
پس از اين اقدام خانواده هادوي، دانشگاه آزاد به بهانه اخذ وام از بانك در خواست انتقال سند ميكند و پس از امضا موافقت نامه و در اختيار قرار گرفتن زمین توسط دانشگاه آزاد، مسئولان دانشگاه با انجام شنيعترين اقدامات شروع به تصرف باقي مانده زمينها ميكنند.
در فيلم ارائه شده مشخص است كه كارمندان در استخدام دانشگاه كه بعداً معلوم می شود مربوط به دانشگاه آزاد واحد علوم تحقيقات هستند با بولدوزر و ساير وسايل به تصرف زمينهای اطراف ميپردازند.
خانواده هادوي كه از اين اقدام مطلع ميشود، مانع از اين كار ميشود كه افراد گماشته دانشگاه با وحشيانه ترين حالتها خانواده را مورد ضرب و شتم قرار ميدهند و روسري از سر دختر بزرگ خانواده ميكشند و به وي اهانت ميكنند.
خانواده هادوي ميگويند كه ما حدود ۳ ماه، در زمينمان چادر زديم ولي چادرهاي ما را آتش زدند و شبانه ۴۰۰ كاميون خاك در ملك ما ريختند.
در قسمتي ديگر از اين هتاكي وقتي دختر خانواده جلوي لودر ميايستد، راننده او را داخل لودر انداخته و به داخل دانشگاه ميبرد.
در صحنه هاي اين فيلم كه بسيار تاثر برانگيز ميباشد برخورد زشت و زننده و هتاكي به اين خانواده مشهود است. جالب اينجا است كه اولين دادستان انقلاب نميتواند با شكايت به دستگاه قضا مانع از اقدامات بيشترمتعرضان شود.
خانواده هادوي ميگويند: يك شب ما را تهديد كردند كه اگر زمينها را تخليه نكنيم، ۱۰۰ چماق دار به ما حمله ميكنند. لذا چندين لاستيك را آتش ميزدند و به سمت ما روانه كردند.
در پایان این فیلم، هادوی می گوید: عده ای به من گفتند که می توانی طبق قانون کل زمین هایی را که هدیه دادی پس بگیری، اما من این کار را برای رضای خدا کردم، اینها (اشاره به مسئولین دانشگاه آزاد) بالاخره می روند ولی دانشگاه برای دانشجویان باقی می ماند…
بنابر اين گزارش وقاحت اقدامات انجام شده به اندازهاي است كه آوردن تمامي آنها در سايت جایز نبود. لذا به همين اندازه اكتفا ميكنيم
كشيدن روسري از سر دختر خانواده و بریدن موهای وی، حمله به اعضاي خانواده ، آتش زدن چادر، جاری کردن سیل در زمین مسکونی، پرتاب مواد آتش زا و …از جمله اقدامات دردناکی است كه به جهت تصرف غیر قانونی املاک همسایگان صورت گرفته و دیدن آن دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد.
برای دانلود هر فیلم روی آن راست کلیک کنید و save را بزنید
پیوند پایدار
نوشتههای قدیمیتر »