http://www.450.ir/upload
450 بهترین سایت فارسی آپلود عکس است .
برتری این سیت نسبت به سایر سایتها در این است که در هنگام آپلود عکس می توانید در کادری آدرس سایت یا وبلاگ خود را وارد کنید و این سایت هنگام آپلود عکس اتوماتیک آدرس وبلاگ شما را در پایین عکس قرار می دهد . دیگر نیاز نیست از برنامه هایی مثل فوتوشاپ برای قرار دادن امضا سایت خود در پایین عکس ها استفاده کنید .
برتری دیگر این به سایت های دیگر این است که عکس شما هیچوقت از روی هاست این سایت حذف نمی شود پس با خیال راحت می توانید عکس مورد نظر را در این سایت اپلود کنید
بهترین سایت آپلود عکس
از چه می ترسند که دادگاه امروز پالیزدار را علنی نمی کنند ؟
از چه می ترسند که دادگاه امروز پالیزدار را علنی نمی کنند ؟
هفت تیر – 7tir.com :
http://www.irannewsagency.com/files/%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%D9%88%DB%8C.jpg
http://www.tinypic.info/files/r3l3moh25yka2dteahcz.jpg
هفت تیر ۷tir.com به قلم پیمان روشن ضمیر : امروز اولین جلسه دادگاه عباس پالیزدار برگزار می شود . انتظار افکار عمومی برگزاری علنی این جلسه است تا حاکمیت به مردم نشان دهد که سخنان پالیزدار مبنی بر دزدی میلیاردی مسئولان نظام از جمله آیت الله یزدی و آیت الله امامی کاشانی دروغ بوده است .
اما اخبار رسیده حکایت از برگزاری غیر علنی جلسه دادگاه دارد .
غیر علنی کردن چنین دادگاه مهمی که حقایق بیان شده در آن مستقیم به مردم ایران مربوط می شود که صاحبان اصلی ثروتی هستند که پالیزدار ادعا می کرد به غارت رفته است ، تنها یک معنی می تواند بدهد و آن اینکه به جای متهمین اصلی و دزدان واقعی ، آنکه نقاب از چهره دزدان برداشت ، در جایگاه متهم نشسته است .
اگر پالیزدار دروغ گو است و دزدی های میلیاردی از جمله صاحب شدن چند معدن گران قیمت سنگ توسط آیت الله کاشانی و بالا کشیدن کارخانه میلیاردی لاستیک البرز توسط آیت الله یزدی و مفاسد قاضی سعید مرتضوی و ده ها مورد دیگر از دزدی های سران قوه قضاییه که پالیزدار مدعی آن بود ، دروغ است پس چرا افراد اشاره شده که خود از سران و نزدیکان قوه قضاییه هستند دادگاه را علنی نمی کنند تا مردم به گوش خود دفاعیات پالیزداری که ماه ها زندان انفرادی و بازجویی را پشت سر گذاشته را بشنوند . ” مسلما در چنین پرونده مهمی جواب تکراری قاضی باید تصمیم بگیرد قانع کننده نخواهد بود ”
اما روی این سخن تنها با برگزار کنندگان دادگاه و مسئولان قوه قضاییه نیست ، بلکه سخن اصلی نگارنده خطاب به پالیزدار است که آیا امروز حاضر خواهد شد در صورت غیر علنی بودن دادگاه در آن شرکت کند و در دادگاهی که مشخص است به چه دلیل غیر علنی شده از خود دفاع کند ؟
طبق آخرین اطلاعی که بر اساس تماس هایی که پالیزدار از زندان می گرفت در دست است ، پالیزدار همچنان بر موضع خود است و معتقد است هرچه گفته حقایقی بوده که تیم تحقیق و تفحص منتخب مجلس به آن رسیده است و مجلسیان پشت او را خالی کرده اند و پالیزدار گفته که از موضع خود بر نمی گردد و اگر آزاد شود بیشتر خواهد گفت . حال سوال اینجاست که پالیزداری که هزینه ای را به ناحق پرداخت کرده است آیا می داند که تنها جایی که می تواند هزینه را به طرف مقابل برگرداند دادگاه علنی است و اگر زیر بار علنی بودن دادگاه برود در واقع قوائد چنین چیز ناعادلانه ای را پذیرفته است و سر انجام نیز به هر حکمی که دادگاه صادر می کند مجبور است گردن بنهد بدون آنکه حتی فرصت داشته باشد در برابر افکار عمومی از خود دفاع کند .
اگر پالیزدار گمان می کند فرصت سخن گفتن با افکار عمومی زیاد است باید بگویم سخت اشتباه می کند .
صدایی که از جلسه دادگاه شنیده می شود هم بسیار رسا تر است و هم مقبولیت بیشتری برای پذیرش دارد زیرا در جایگاهیست که قرار است در مورد راست و دروغ سخنان متهم تصمیم گیری شود و شاکیان نیز با مدارکشان در آنجا حضور دارند و نتیجه گفتمان آن جلسات حقانیت یا عدم حقانیت پالیزدار را نشان خواهد داد .
این از کمترین حقوق نیز کمتر است که یک متهم انتظار داشته باشد در دادگاه علنی محاکمه شود و اصلا دادگاه غیر علنی را نه برای حقوق محاکمه کننده بلکه برای حفظ آبرو و حقوق محاکمه شوند در موارد خاص گذاشته اند و نمی شود که هم شخصی را زندانی کنی و هم خود را بر حق بدانی و هم خواستار آن باشی که متهم از خود در برابر افکار عمومی دفاع نکند و از همه مهمتر آنکه پرونده مستقیما به افکار عمومی ربط داشته باشد و مسائله ثروت یکایک مردم ایران در میان باشد .
زندانی کننده در واقع کسیست که معتقد است دارد عدالت را اجرا می کند و حق با اوست و متهم کسیست که ممکن است این مسائله را بپذیرد یا حرف بازداشت کننده که صاحب قدرت است و بر اساس شواهد کافی که شاکی ارائه داده دستور بازداشت داده است را رد کند پس دیگر دلیلی نمی ماند که شاکی و بازداشت کننده خواستار دادگاه غیر علنی باشند .
حال سوال اینجاست که اگر ایشان خواستار دادگاه غیر علنی نبوده اند آیا پالیزدار دادگاه غیر علنی خواسته است تا آبرویش حفظ شود ؟
آیا مسائلی بر علیه پالیزدار در دادگاه مطرح می شود که پالیزدار دوست ندارد افکار عمومی آن مسائل را بشنوند ؟
یا بر عکس است بازداشت کنندگان و شاکیان می ترسند پالیزدار چیزی بگوید که دوست ندارند افکار عمومی آن را بشنود ؟
اگر چنین است ایشان چه حقی داشتند که پالیزدار را بازداشت کنند .
پالیزدار باید بداند این مسائل برای افکار عمومی با شرح احوالات بعد از دادگاه مشخص نمی شود و لازم است که اگر پالیزدار دادگاه علنی می خواهد رسما در بیانیه ای قبل از دادگاه یا در شروع دادگاه درخواست خود را مطرح کند و بگوید که از این کمترین حق خود نمی گذرد و هر متهمی حق دارد که در دادگاه علنی در برابر افکار عمومی از خود دفاع کند ، بخصوص اگر آن متهم یک متهم سیاسی باشد که به دلیل سخنانش بر علیه مسئولان سیاسی مملکت بازداشت شده است و قانون اساسی بر علنی بودن چنین دادگاهی تاکید کرده است .
سخنان پالیزدار بعد از دادگاه توسط افکار عمومی چندان خریدار نخواهد داشت اگر زیر بار دادگاه غیر علنی برود .
مسلم اینکه دادگاه با همین اعلام پالیزدار که فقط در یک دادگاه علنی از خود دفاع خواهم کرد مشروعیتش را در نزد افکار عمومی از دست می دهد و در صورت اصرار قوه قضاییه بر غیر علنی بودن دادگاه پالیزدار می تواند خود را برنده این دادگاه بداند و مطمئن باشد نتیجه ای که برای شخص او حاصل خواهد شد بسیار از دفاع کردن در یک دادگاه غیر علنی بهتر است .
.
تاریخچه کامل ماجرای پالیزدار در هفت تیر : دانلود فیلم سخنرانی عباس پالیزدار
. جدل رسانه ای نمایندگان مجلس بر علیه قاضی سعید مرتضوی دادستان تهران بالا گرفت
. در ادامه بازداشت پالیزدار : مدیر کل حوزه ریاست سازمان بازرسی کل کشور بازداشت شد
. فشاگری عباس پالیزدار چه نتایجی داشت / عباس عبدی
. مصاحبه با پدر عباس پالیزدار پس از بازداشت فرزندش
. عباس پالیزدار ، افشاگری که خیلی زود بازداشت شد
. عباس پالیزدار و بحران فساد
. افشاگری بی سابقه دبیر سابق هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه
هفت تیر – 7tir.com :
http://www.irannewsagency.com/files/%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%D9%88%DB%8C.jpg
http://www.tinypic.info/files/r3l3moh25yka2dteahcz.jpg
هفت تیر ۷tir.com به قلم پیمان روشن ضمیر : امروز اولین جلسه دادگاه عباس پالیزدار برگزار می شود . انتظار افکار عمومی برگزاری علنی این جلسه است تا حاکمیت به مردم نشان دهد که سخنان پالیزدار مبنی بر دزدی میلیاردی مسئولان نظام از جمله آیت الله یزدی و آیت الله امامی کاشانی دروغ بوده است .
اما اخبار رسیده حکایت از برگزاری غیر علنی جلسه دادگاه دارد .
غیر علنی کردن چنین دادگاه مهمی که حقایق بیان شده در آن مستقیم به مردم ایران مربوط می شود که صاحبان اصلی ثروتی هستند که پالیزدار ادعا می کرد به غارت رفته است ، تنها یک معنی می تواند بدهد و آن اینکه به جای متهمین اصلی و دزدان واقعی ، آنکه نقاب از چهره دزدان برداشت ، در جایگاه متهم نشسته است .
اگر پالیزدار دروغ گو است و دزدی های میلیاردی از جمله صاحب شدن چند معدن گران قیمت سنگ توسط آیت الله کاشانی و بالا کشیدن کارخانه میلیاردی لاستیک البرز توسط آیت الله یزدی و مفاسد قاضی سعید مرتضوی و ده ها مورد دیگر از دزدی های سران قوه قضاییه که پالیزدار مدعی آن بود ، دروغ است پس چرا افراد اشاره شده که خود از سران و نزدیکان قوه قضاییه هستند دادگاه را علنی نمی کنند تا مردم به گوش خود دفاعیات پالیزداری که ماه ها زندان انفرادی و بازجویی را پشت سر گذاشته را بشنوند . ” مسلما در چنین پرونده مهمی جواب تکراری قاضی باید تصمیم بگیرد قانع کننده نخواهد بود ”
اما روی این سخن تنها با برگزار کنندگان دادگاه و مسئولان قوه قضاییه نیست ، بلکه سخن اصلی نگارنده خطاب به پالیزدار است که آیا امروز حاضر خواهد شد در صورت غیر علنی بودن دادگاه در آن شرکت کند و در دادگاهی که مشخص است به چه دلیل غیر علنی شده از خود دفاع کند ؟
طبق آخرین اطلاعی که بر اساس تماس هایی که پالیزدار از زندان می گرفت در دست است ، پالیزدار همچنان بر موضع خود است و معتقد است هرچه گفته حقایقی بوده که تیم تحقیق و تفحص منتخب مجلس به آن رسیده است و مجلسیان پشت او را خالی کرده اند و پالیزدار گفته که از موضع خود بر نمی گردد و اگر آزاد شود بیشتر خواهد گفت . حال سوال اینجاست که پالیزداری که هزینه ای را به ناحق پرداخت کرده است آیا می داند که تنها جایی که می تواند هزینه را به طرف مقابل برگرداند دادگاه علنی است و اگر زیر بار علنی بودن دادگاه برود در واقع قوائد چنین چیز ناعادلانه ای را پذیرفته است و سر انجام نیز به هر حکمی که دادگاه صادر می کند مجبور است گردن بنهد بدون آنکه حتی فرصت داشته باشد در برابر افکار عمومی از خود دفاع کند .
اگر پالیزدار گمان می کند فرصت سخن گفتن با افکار عمومی زیاد است باید بگویم سخت اشتباه می کند .
صدایی که از جلسه دادگاه شنیده می شود هم بسیار رسا تر است و هم مقبولیت بیشتری برای پذیرش دارد زیرا در جایگاهیست که قرار است در مورد راست و دروغ سخنان متهم تصمیم گیری شود و شاکیان نیز با مدارکشان در آنجا حضور دارند و نتیجه گفتمان آن جلسات حقانیت یا عدم حقانیت پالیزدار را نشان خواهد داد .
این از کمترین حقوق نیز کمتر است که یک متهم انتظار داشته باشد در دادگاه علنی محاکمه شود و اصلا دادگاه غیر علنی را نه برای حقوق محاکمه کننده بلکه برای حفظ آبرو و حقوق محاکمه شوند در موارد خاص گذاشته اند و نمی شود که هم شخصی را زندانی کنی و هم خود را بر حق بدانی و هم خواستار آن باشی که متهم از خود در برابر افکار عمومی دفاع نکند و از همه مهمتر آنکه پرونده مستقیما به افکار عمومی ربط داشته باشد و مسائله ثروت یکایک مردم ایران در میان باشد .
زندانی کننده در واقع کسیست که معتقد است دارد عدالت را اجرا می کند و حق با اوست و متهم کسیست که ممکن است این مسائله را بپذیرد یا حرف بازداشت کننده که صاحب قدرت است و بر اساس شواهد کافی که شاکی ارائه داده دستور بازداشت داده است را رد کند پس دیگر دلیلی نمی ماند که شاکی و بازداشت کننده خواستار دادگاه غیر علنی باشند .
حال سوال اینجاست که اگر ایشان خواستار دادگاه غیر علنی نبوده اند آیا پالیزدار دادگاه غیر علنی خواسته است تا آبرویش حفظ شود ؟
آیا مسائلی بر علیه پالیزدار در دادگاه مطرح می شود که پالیزدار دوست ندارد افکار عمومی آن مسائل را بشنوند ؟
یا بر عکس است بازداشت کنندگان و شاکیان می ترسند پالیزدار چیزی بگوید که دوست ندارند افکار عمومی آن را بشنود ؟
اگر چنین است ایشان چه حقی داشتند که پالیزدار را بازداشت کنند .
پالیزدار باید بداند این مسائل برای افکار عمومی با شرح احوالات بعد از دادگاه مشخص نمی شود و لازم است که اگر پالیزدار دادگاه علنی می خواهد رسما در بیانیه ای قبل از دادگاه یا در شروع دادگاه درخواست خود را مطرح کند و بگوید که از این کمترین حق خود نمی گذرد و هر متهمی حق دارد که در دادگاه علنی در برابر افکار عمومی از خود دفاع کند ، بخصوص اگر آن متهم یک متهم سیاسی باشد که به دلیل سخنانش بر علیه مسئولان سیاسی مملکت بازداشت شده است و قانون اساسی بر علنی بودن چنین دادگاهی تاکید کرده است .
سخنان پالیزدار بعد از دادگاه توسط افکار عمومی چندان خریدار نخواهد داشت اگر زیر بار دادگاه غیر علنی برود .
مسلم اینکه دادگاه با همین اعلام پالیزدار که فقط در یک دادگاه علنی از خود دفاع خواهم کرد مشروعیتش را در نزد افکار عمومی از دست می دهد و در صورت اصرار قوه قضاییه بر غیر علنی بودن دادگاه پالیزدار می تواند خود را برنده این دادگاه بداند و مطمئن باشد نتیجه ای که برای شخص او حاصل خواهد شد بسیار از دفاع کردن در یک دادگاه غیر علنی بهتر است .
.
تاریخچه کامل ماجرای پالیزدار در هفت تیر : دانلود فیلم سخنرانی عباس پالیزدار
. جدل رسانه ای نمایندگان مجلس بر علیه قاضی سعید مرتضوی دادستان تهران بالا گرفت
. در ادامه بازداشت پالیزدار : مدیر کل حوزه ریاست سازمان بازرسی کل کشور بازداشت شد
. فشاگری عباس پالیزدار چه نتایجی داشت / عباس عبدی
. مصاحبه با پدر عباس پالیزدار پس از بازداشت فرزندش
. عباس پالیزدار ، افشاگری که خیلی زود بازداشت شد
. عباس پالیزدار و بحران فساد
. افشاگری بی سابقه دبیر سابق هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه
اختلاص میلیاردی معاون جاسبی در شیراز
هفت تیر – 7tir.com :
http://tinypic.info/files/qq1moc96igpxc5q8d9vc.jpg
هفت تیر ۷tir.com: پس از انتشار خبر کلاهبرداری ۳۰۰ میلیاردی توسط شرکت “برگ سبز مطهر” در گراش شیراز اطلاعات تازه تری در این باره به دست آمد.
اصلی ترین متهم این پرونده که شخصی به نام دکتر نجفی زاده بوده و با وعده پرداخت سود ۶۰ تا ۲۰۰ درصدی بر سپرده های مردم ، از ۲۰ هزار نفر اقدام به اخذ مبالغی به ارزش حدودی ۳۰۰ میلیارد تومان نموده و متواری شده بود، سابق بر این معاونت دکتر جاسبی رئیس دانشگاه آزاد را برعهده داشته است و حتی شنیده می شد که وی قصد داشته دانشگاه آزاد واحد گراش را راه اندازی نماید.
شگرد اصلی نجفی – که به دلیل ارتکاب تخلفات بسیار از لباس روحانیت خلع شده و حتی ظاهری کاملا غیر روحانی پیدا کرده بود – برای جلب اعتماد مردم و سرمایه گذاران، دعوت از مسئولان و چهره های با نفوذ استانی و کشوری بود که مدام در حال رفت و آمد به دفتر وی بودند.
دایره مافیایی وی تا بدانجایی گسترش داشته که یکی از نمایندگان مجلس نیز عضو هیات مدیره شرکت “برگ سبز مطهر” به شمار می رفته که البته چندی پیش طی اطلاعیه ای اعلام می کند که از عضویت در هیات مدیره این شرکت استعفا کرده است.
این گزارش می افزاید؛ نجفی که پس از پیگیری های بسیار طی روزهای گذشته بازدداشت شده است، بنا بر شایعات منتشر شده دراین باره در پرونده اختلاس ۸ میلیاردی خود در گذشته با وثیقه یکی از مسئولان مشهور که سابقه همکاری با وی را دارد از زندان آزاد شده بود.
Tags: اخبار داغ, اختلاس, اختلاس 300 میلیاردی, اختلاس در شیراز, اختلاس معاون جاسبی, باند مافیای برگ سبز مطهر, جاسبی, شرکت برگ سبز مطهر, شیراز, معاون جاسبی, همدستی نماینده مجلس در باند مافیایی
هفت تیر – 7tir.com :
http://tinypic.info/files/qq1moc96igpxc5q8d9vc.jpg
هفت تیر ۷tir.com: پس از انتشار خبر کلاهبرداری ۳۰۰ میلیاردی توسط شرکت “برگ سبز مطهر” در گراش شیراز اطلاعات تازه تری در این باره به دست آمد.
اصلی ترین متهم این پرونده که شخصی به نام دکتر نجفی زاده بوده و با وعده پرداخت سود ۶۰ تا ۲۰۰ درصدی بر سپرده های مردم ، از ۲۰ هزار نفر اقدام به اخذ مبالغی به ارزش حدودی ۳۰۰ میلیارد تومان نموده و متواری شده بود، سابق بر این معاونت دکتر جاسبی رئیس دانشگاه آزاد را برعهده داشته است و حتی شنیده می شد که وی قصد داشته دانشگاه آزاد واحد گراش را راه اندازی نماید.
شگرد اصلی نجفی – که به دلیل ارتکاب تخلفات بسیار از لباس روحانیت خلع شده و حتی ظاهری کاملا غیر روحانی پیدا کرده بود – برای جلب اعتماد مردم و سرمایه گذاران، دعوت از مسئولان و چهره های با نفوذ استانی و کشوری بود که مدام در حال رفت و آمد به دفتر وی بودند.
دایره مافیایی وی تا بدانجایی گسترش داشته که یکی از نمایندگان مجلس نیز عضو هیات مدیره شرکت “برگ سبز مطهر” به شمار می رفته که البته چندی پیش طی اطلاعیه ای اعلام می کند که از عضویت در هیات مدیره این شرکت استعفا کرده است.
این گزارش می افزاید؛ نجفی که پس از پیگیری های بسیار طی روزهای گذشته بازدداشت شده است، بنا بر شایعات منتشر شده دراین باره در پرونده اختلاس ۸ میلیاردی خود در گذشته با وثیقه یکی از مسئولان مشهور که سابقه همکاری با وی را دارد از زندان آزاد شده بود.
Tags: اخبار داغ, اختلاس, اختلاس 300 میلیاردی, اختلاس در شیراز, اختلاس معاون جاسبی, باند مافیای برگ سبز مطهر, جاسبی, شرکت برگ سبز مطهر, شیراز, معاون جاسبی, همدستی نماینده مجلس در باند مافیایی
اختلاص میلیاردی معاون جاسبی در شیراز
هفت تیر – 7tir.com :
http://tinypic.info/files/qq1moc96igpxc5q8d9vc.jpg
هفت تیر ۷tir.com: پس از انتشار خبر کلاهبرداری ۳۰۰ میلیاردی توسط شرکت “برگ سبز مطهر” در گراش شیراز اطلاعات تازه تری در این باره به دست آمد.
اصلی ترین متهم این پرونده که شخصی به نام دکتر نجفی زاده بوده و با وعده پرداخت سود ۶۰ تا ۲۰۰ درصدی بر سپرده های مردم ، از ۲۰ هزار نفر اقدام به اخذ مبالغی به ارزش حدودی ۳۰۰ میلیارد تومان نموده و متواری شده بود، سابق بر این معاونت دکتر جاسبی رئیس دانشگاه آزاد را برعهده داشته است و حتی شنیده می شد که وی قصد داشته دانشگاه آزاد واحد گراش را راه اندازی نماید.
شگرد اصلی نجفی – که به دلیل ارتکاب تخلفات بسیار از لباس روحانیت خلع شده و حتی ظاهری کاملا غیر روحانی پیدا کرده بود – برای جلب اعتماد مردم و سرمایه گذاران، دعوت از مسئولان و چهره های با نفوذ استانی و کشوری بود که مدام در حال رفت و آمد به دفتر وی بودند.
دایره مافیایی وی تا بدانجایی گسترش داشته که یکی از نمایندگان مجلس نیز عضو هیات مدیره شرکت “برگ سبز مطهر” به شمار می رفته که البته چندی پیش طی اطلاعیه ای اعلام می کند که از عضویت در هیات مدیره این شرکت استعفا کرده است.
این گزارش می افزاید؛ نجفی که پس از پیگیری های بسیار طی روزهای گذشته بازدداشت شده است، بنا بر شایعات منتشر شده دراین باره در پرونده اختلاس ۸ میلیاردی خود در گذشته با وثیقه یکی از مسئولان مشهور که سابقه همکاری با وی را دارد از زندان آزاد شده بود.
Tags: اخبار داغ, اختلاس, اختلاس 300 میلیاردی, اختلاس در شیراز, اختلاس معاون جاسبی, باند مافیای برگ سبز مطهر, جاسبی, شرکت برگ سبز مطهر, شیراز, معاون جاسبی, همدستی نماینده مجلس در باند مافیایی
هفت تیر – 7tir.com :
http://tinypic.info/files/qq1moc96igpxc5q8d9vc.jpg
هفت تیر ۷tir.com: پس از انتشار خبر کلاهبرداری ۳۰۰ میلیاردی توسط شرکت “برگ سبز مطهر” در گراش شیراز اطلاعات تازه تری در این باره به دست آمد.
اصلی ترین متهم این پرونده که شخصی به نام دکتر نجفی زاده بوده و با وعده پرداخت سود ۶۰ تا ۲۰۰ درصدی بر سپرده های مردم ، از ۲۰ هزار نفر اقدام به اخذ مبالغی به ارزش حدودی ۳۰۰ میلیارد تومان نموده و متواری شده بود، سابق بر این معاونت دکتر جاسبی رئیس دانشگاه آزاد را برعهده داشته است و حتی شنیده می شد که وی قصد داشته دانشگاه آزاد واحد گراش را راه اندازی نماید.
شگرد اصلی نجفی – که به دلیل ارتکاب تخلفات بسیار از لباس روحانیت خلع شده و حتی ظاهری کاملا غیر روحانی پیدا کرده بود – برای جلب اعتماد مردم و سرمایه گذاران، دعوت از مسئولان و چهره های با نفوذ استانی و کشوری بود که مدام در حال رفت و آمد به دفتر وی بودند.
دایره مافیایی وی تا بدانجایی گسترش داشته که یکی از نمایندگان مجلس نیز عضو هیات مدیره شرکت “برگ سبز مطهر” به شمار می رفته که البته چندی پیش طی اطلاعیه ای اعلام می کند که از عضویت در هیات مدیره این شرکت استعفا کرده است.
این گزارش می افزاید؛ نجفی که پس از پیگیری های بسیار طی روزهای گذشته بازدداشت شده است، بنا بر شایعات منتشر شده دراین باره در پرونده اختلاس ۸ میلیاردی خود در گذشته با وثیقه یکی از مسئولان مشهور که سابقه همکاری با وی را دارد از زندان آزاد شده بود.
Tags: اخبار داغ, اختلاس, اختلاس 300 میلیاردی, اختلاس در شیراز, اختلاس معاون جاسبی, باند مافیای برگ سبز مطهر, جاسبی, شرکت برگ سبز مطهر, شیراز, معاون جاسبی, همدستی نماینده مجلس در باند مافیایی
صادق باشيم؛ نسبت به هم احساس مسئوليت نداريم
بنده امشب تنها براي افراد حاضر در اين مجلس بزرگ سخنراني نخواهم کرد، بلکه ميخواهم بيپرده و مستقيم با مردمي که ما را به عنوان نماينده به اينجا فرستادند، سخن بگويم.
باراک اوباما، رئيسجمهور آمريکا، ديشب در جمع نمايندگان کنگره درباره وضعيت اقتصادي آمريکا سخنراني کرد. او در سخنان خود کوشيد تا با اميد دادن به مردم اين کشور و دعوت آنان به همدلي و تلاش همگاني كه نياز کنوني جامعه آمريکا براي گذر از بحران پديد آمده است، وضعيت موجود را گذرا معرفي كند.
اوباما در اين سخنراني گفت: ميدانم مردم آمريکا که اکنون بيننده اين نشست هستند، بيش از هر چيز نگران وضعيت نابسامان اقتصاد کنوني ما هستند که حقيقتا نگرانکننده هم هست. براي پي بردن به اين بحران اقتصادي، لازم نيست به آمار و ارقام نگاه بيندازيد؛ چراکه هر روزه با اين بحران زندگي ميکنيد. نگراني که صبح با آن از خواب بيدار ميشويد و علت بيخوابي شما در شبها شده است. کسب و کاري که بناي اميد و آرزوهايتان بود، اکنون به مانند رشته پوسيدهاي است که به آن آويزان شدهايد.
رئيسجمهور آمريکا در ادامه به علتيابي شرايط پيش آمده پرداخت و گفت: اگر با خودمان صادق باشيم، بايد اعتراف کنيم که مدت بسياري است که اين احساس مسئوليت، نه از سوي دولتمردان و نه از سوي مردم ديده نشده است. من به قصد سرزنش و نگاه دوباره به گذشته، اين قضيه را مطرح نکردم، بلکه ميخواهم پي ببريم چگونه به اينجا رسيدهايم و براي رهايي از اين معضل چه بايد کرد.
واقعيت اين است که اقتصاد ما يک شبه سقوط نکرده است. مشکلات ما با سقوط بازار مسکن و يا بازار بورس آغاز نشده است. اکنون زمان آن رسيده که در زمينههايي مانند انرژي، بهداشت و تحصيلات که به رشد اقتصادمان کمک ميکند، سرمايهگذاري کنيم و اين موضوع اقتصادي، دستور جلسه امشب من خواهد بود.
او سپس به بيان برنامههاي خود در اين باره پرداخت و افزود: در برنامه اقتصادي تا دو سال آينده، سه و نيم ميليون شغل ايجاد خواهد شد و بيش از 90 درصد اين شغلها در بخش خصوصي خواهد بود. اين مشاغل جادهها و پلهاي کشور، توربينهاي بادي و پنلهاي خورشيدي و گسترش ترانزيت را در کشور پديد خواهد آورد و همچنين وضعيت شغلي معلمان و اساتيد را در راستاي آموزش فرزندانمان تلاش ميکنند، رونق ميبخشد.
بر اساس اين برنامه، از ماه آوريل 95 درصد افراد شاغل از ماليات معاف ميشوند و اين معاف از ماليات را در فيش حقوقي خود خواهند ديد و خانوادههايي که در پرداخت شهريه دانشگاه با مشکل اقتصادي روبهرو هستند، براي همه دوره چهار ساله دانشگاه مبلغ 2500 دلار به عنوان ماليات اعتباري دريافت خواهند کرد.
من به همه اعضاي کابينه خود و شهروندان و افراد شاغل در دستگاه دولتي اعلام کردم براي هر دلاري که هزينه ميکنند،کنترل خواهند شد.
ما همچنين سايتي به نام recovery.org راهاندازي خواهيم کرد که شهروندان با مراجعه به آن، از چگونگي خرج شدن اعتبارات در دستگاههاي دولتي آگاه خواهند شد.
اوباما که ديشب بارها در سخنان خود بر اهميت مسأله آموزش تأکيد کرد، در ادامه افزود: من امشب تنها به عنوان رئيسجمهور با شما سخن نميگويم، بلکه به عنوان يک پدر به شما ميگويم، مسئوليت تحصيلات فرزندانمان از خانه آغاز ميشود و اين امر يک مهم دمکراتيک نيست، بلکه امري حياتي براي آمريکاست.
او بار ديگر در سخنانش به مسأله عراق و افغانستان پرداخت و گفت: ما هزينههاي بيمنفعت مانند آنچه در عراق هزينه شد را از بين خواهيم برد. ما هفت سال در جنگ بوديم (افغانستان و عراق) و نميتوان هزينههاي هنگفت آن را کتمان کرد.
نکته مهم در سخنان اخير رئيسجمهور آمريکا را شايد بتوان تمرکز جدي او بر رفع بحران اقتصادي خواند. درواقع، اوباما تلاش ميکند با سخنان اميدبخش خود از بحران اجتماعي و نارضايتيهاي گسترده جلوگيري کند. مسأله مهم ديگر توجه گسترده اوباما به مسائل داخلي آمريکا و توجه کمتر به مسائل ديگر کشورهاست موضوعي که در دولت بوش حالت عکس داشت.
دادگاه ویژه روحانیت، غیرقانونی است
شاره: در ایران بخشی از نقض سازمان یافته حقوق بشر، نه تنها مربوط به قوانین و آئین نامهها، بلکه مربوط به نهادهای قضایی٬ اطلاعاتی و امنیتی است که احکام مربوط به نقض حقوق بشر را صادر و اجرا میکنند. بخشي از برنامههاي ویژهي «بررسی سی سال وضعیت حقوق بشر در ایران»٬ که توسط رادیو زمانه ارائه میشود، به پژوهش در مورد زمینه ها و تاریخچه شکل گیری این نهادها میپردازد.
در گزارش و گفتگوی زیر دادگاه ویژه روحانیت، موضوع این بررسی و پژوهش است. دادگاه ویژه روحانیت از جمله نهادهای تأسیسی در نظام جمهوری اسلامی است که همواره آمار بالایی از نقض حقوق بشر را دارا می باشد. حجت الاسلام محمد جواد اکبرین روحانی نواندیش و اصلاحگرایی که خود به جرم اندیشه ها و نوشته هایش در این دادگاه محکوم و یکسال زندان را تحمل کرده است به بررسی جایگاه حقوقی و سیاسی این دادگاه می پردازد.
محمد جواد اکبرین: دادگاه ویژه روحانیت در سوم خرداد سال 58 توسط مرحوم آیت الله خمینی تأسیس شد. تشکیل این دادگاه و آیین نامهاش، مخالف قانون اساسی بود.
در سال 67 آیت الله خمینی طی نامهای به مجلس شورای اسلامی دوره سوم نوشتند که «بسیاری از احکام من در سالهای اخیر به دلیل وضعیت غیر مستقر انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و نیز شرائط خاص دوران جنگ بوده است و حال که جنگ تمام شده و ما به سمت استقرار پیش میرویم باید برگردیم به قانون اساسی و همه چیز در چارچوب قانون اساسی باز تعریف بشود.»
اما دادگاه ویژه روحانیت که اصل تأسیس و آیین نامهاش، کلا بر خلاف قانون اساسی است، مشمول نامه سال 67 آیت الله خمینی نشد و همچنان این دادگاه ماند و فربه تر شد.
تأسیس این دادگاه، غیرقانونی است؛ به دلیل اینکه به استناد اصل 157 قانون اساسی کلیه امور قضائی کشور زیر نظر قوه قضائیه است و هیچ امر قضائی خارج از این قوه نباید اتفاق بیافتد، در حالیکه دادگاه ویژه روحانیت کلا مستقل از قوه قضائیه است و حاکم شرع و دادستانش را رهبری مستقیما تعیین می کند و قوه قضائیه حق نظارت و دخالت بر دادگاه ویژه روحانیت را ندارد.
به عنوان مثال در دورانی که خودم در زندان بودم یکی از روحانیونی که از شاگردان آیت الله منتظری بود و به اتهام سیاسی در زندان بود بخاطر اینکه از حقوقی که داشت محروم و شکنجه شده بود، اعتصاب غذا کرد و نهمین روز اعتصاب غذای ایشان یک بازرس از قوه قضائیه به زندان آمد و من با فریاد توجهش را جلب کردم که بیاید و به وضعیت ایشان رسیدگی کند.
این بازرس قوه قضائیه آمد و بسیار متأسف شد، اما از من عذر خواهی کرد و گفت قوه قضائیه حق دخالت در امور دادگاه ویژه روحانیت را ندارد.
علاوه بر این، در اصل 35 قانون اساسی در همه دادگاهها همه حق دارند برای خودشان وکیل انتخاب کنند اما در دادگاه ویژه روحانیت حق انتخاب وکیل وجود ندارد، مگر جایی مثل پروندههای سیاسی آقایان کدیور و عبدالله نوری و دیگر افراد و حداقل این 103 پرونده سیاسی که اسامی شان معروف و ثبت شده است.
دادگاه اگر مجبور شد به کسی اجازه بدهد که وکیل داشته باشد، به دلائل رسانهای بود، ضمن آنکه این وکیل را خود دادگاه انتخاب میکند یا در نهایت به آن رضایت داده است. در واقع اینکه متهم بتواند برای خودش وکیل انتخاب کند عموما حق این کار را ندارد و اگر دارد با رضایت دادگاه باید باشد. یعنی وکیلی باید باشد که دادگاه ویژه او را قبول داشته باشد.
نکته دیگر اینکه مطابق اصل 32 قانون اساسی موضوع اتهام باید با ذکر دلائل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود، اما در عموم بازداشتهای دادگاه ویژه روحانیت و نیز در مورد خود من قانون رعایت نمیشد.
روز اول بازداشت به من اعلام کردند فعلا شما جلسات بازجویی را میآیید و ما موظف به اعلام اتهام شما نیستیم، فعلا به سئوالات ما جواب میدهید.
نکته دیگر اینکه به صراحت قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع است، در 103 پرونده سیاسی دادگاه ویژه که ما امکان دسترسی و پرسوجو از این پروندهها را داشتیم، اکثریت سئوالهای این پروندهها مصداق بارز تفتیش عقاید است.
نه فقط سئوالات سیاسی که نظرتان در مورد ولایت فقیه چیست؟ و چرا آن جمله را راجع به رهبری و نظام گفتهاید؟ نه، حتی اینکه مثلا شما چرا در مورد شفاعت اهل البیت چنین نظری دارید؟ شما چرا در مورد امام زمان چنین دیدگاهی را دارید؟ شما چرا مثلا معتقدید عصمت ائمه اینگونه تفسیر میشود؟
یعنی حتی در مورد قرائتهای دینی روحانیت که هر صاحب نظری حق دارد قرائت خودش را داشته باشد، دادگاه ویژه دخالت کرده و در بسیاری از این پروندهها این بازجوییها بصورت تفتیش عقاید انجام شده است.
در اصل 107 قانون اساسی حتی مقام رهبری هم مساوی سایر افراد جامعه است و هیچگونه تبعیضی نباید میان ایشان و دیگران قائل شد؛ اما رسماً دادگاه ویژه بر اساس تبعیض میان روحانیت و مردم به عنوان تافته جدابافته تعریف شده است.
اما در آیین نامه دادگاه، در آیین دادرسی این دادگاه بیش از 90 مورد تخلف از قانون اساسی وجود دارد که برخی از شخصیتهای حقوقی اعتراض کرده بودند به انبوه موارد خلاف قانونی – دادرسی دادگاه ویژه روحانیت که این دادگاه در جوابیهای اعلام کرد: «از آنجایی که این دادگاه توسط ولایت مطلقه فقیه تأسیس و نظارت میشود، همین که ولایت مطلقه روی آن نظارت و رضایت دارد، آن 90 مورد تخلف از قانون هم کلا جنبه قانونی پیدا میکند.»
به لحاظ سیاسی هم این نکته را عرض بکنم که شناخت ساختار حقوقی دادگاه ویژه بدون شناخت ساختار حقیقیاش ممکن نیست.
اگر کسی آقای محسنی اژهای را به عنوان حاکم شرع و آقای سلیمی را به عنوان دادستان – که البته بعد از وزیر اطلاعات شدن آقای اژهای، آقای سلیمی جای ایشان را گرفت – به عنوان حاکم شرع نشناسد و نیز پیوند این دو نفر با رئیس دفتر مقام رهبری، آقای محمدی گلپایگانی را نداند نمیتواند خوب دادگاه ویژه را تحلیل کند.
در سال 1377، بعد از اینکه دادستان جدید دادگاه ویژه تعریف شد، رسما آقای محمدی گلپایگانی در معارفه گفتند، مخالفت با دادگاه ویژه روحانیت، مخالفت با اصل نظام است.
پیوند ویژه این سه نفر باعث شد که موجی از روحانیون طرفدار اصلاحات در دوران اصلاحات مهار و زندانی بشوند که همه با اطلاع دقیق آقای محمدی گلپایگانی بوده است.
حکم تمام روحانیون متهم در دادگاه ویژه روحانیت را آقای سلیمی صادر و آقای محسنی اژهای امضاء کرده است.
شکایتهایی که به دفتر رهبری شده است را آقای محمدی گلپایگانی ناظر بوده که مبادا باعث ایجاد ذهنیتی از آقایان اژهای و سلیمی نزد آقای خامنهای بشود.
آقای سلیمی در سال 1377 اعلام کرد که غائله آیت الله منتظری را با اعدام ایشان ختم و همه مسئولیتش را هم خودم بر عهده میگیرم، فقط آقای خامنهای رضایت بدهند.
این مقدار حلقه مرکزی دادگاه ویژه روحانیت به لحاظ حقیقی محکم است که تمام نقدهای حقوقی که در طول این سالها علیه دادگاه ویژه شده و حتی در دادگاه آقای کدیور، به تفصیل ساختار حقوقیاش زیر سئوال رفته است نتوانسته این دادگاه را متزلزل بکند.
دلیل آن را فقط و فقط در این میدانم که ساختار حقیقی دادگاه ویژه از ساختار حقوقی دادگاه ویژه محکمتر است، وگرنه نقدهایی که تا به حال به این دادگاه شده است، به لحاظ حقوقی به قدری نقدهای محکمی بوده که به هر نهاد دیگری در این نظام وارد میشد، آن نهاد فرو میریخت.
بدون کسب رضایت والدین دانش آموزان را به استقبال احمدی نژاد بردند
در حالیکه برای رفتن به یک اردوی ساده در خارج از محیط مدرسه، دانش آموزان می بایست رضایت نامه مکتوب والدین را به مدیران مدارس ارائه کنند،مدیران تعدادی از مدارس راهنمایی و دبیرستانهای شهریزد، بدون کسب اجازه از پدر و مادر دانش آموزان، خود سرانه دختران و پسران دانش آموز را برای استقبال از رئیس جمهور به میدان میر چقماق بردند،تا جمعیت را افزون کنند.
به گزارش فرارو، ولی یکی از این دانش آموزان نامه ای خطاب به رییس جمهور در وبلاگ خود انتشار داده است . در بخشی از نامه محمد رضا شوق الشعرا که پرده دیگری از استقبال غیر عادی یزدی ها از آقای احمدی نژاد را فرو می اندازد ،آمده است :
« آقای رئیس جمهور! آیا مدیران مدارس دارالعباده یزد، که هدفشان کسب رضایت مدیران و مسئولان استان بوده، حتی برای یک لحظه، به تاثیرات و پیامدهای این حضور بی برنامه و شکست حرمت خانواده فکر کرده بودند!؟
شلوغ شدن میدان میرچقماق یزد، و پر کردن میدان از دانش آموزان نوجوان که هنر و افتخار نیست. آیا استانداران و مدیران دولت نهم برای رسیدن به هدف، وسیله را توجیه می کنند؟
آقای رئیس جمهور! برخلاف شعارهای دولت نهم، جدا از بنرهای پرهزینه تبلیغاتی، رنگین نامه های بسیاری به بهانه سفر شما به یزد چاپ و توزیع شده، و اما احمدی نژادی که بدون هزینه های گزاف و چاپ پوسترهای مختلف رنگی، در انتخابات ریاست جمهوری، رای ها را بدست آورد و پیروز شد، چه احتیاجی به این تبلیغات فریبنده دارد؟
آقای رئیس جمهور! از یزد که گذشت، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، مواظب حرکات و عملکردهای ضد تبلیغ مدیرانتان در دیگر استانها باشید، و بخاطر حرمت اخلاق و عدالت و حقوق والدین، با مدیران متخلف آموزش و پرورش یزد برخورد کنید.»
از دیگر سو،عکس های انتشار یافته در یکی از سایت های محلی پربیننده یزد (یزد فردا) هم از حضور نظامیان و مهمانانی از استانهای همجوار یزد (بم و کرمان ) در جمع حاضران در میدان امیر چخماق حکایت دارد.
جالب اینکه علی اکبر اولیا، نماینده مردم یزد هم در گفت و گو با خبرگزاری فارس ، علنا بر این موارد صحه گذاشته و گفته است : گله ما این است که این سفر ها باید بی پیرایه باشد و افراد دولتی فراتر از آنچه که وظیفه و اختیاراتشان است وارد نشوند.
اولیا افزود: افراد ازجاهای مختلف حضور پیدا کردند و به نوعی سازماندهی شده بودکه از نظر قانونی این هزینه کردن ها از بودجه دولت سابقه نداشته است.
نماینده مردم یزد در مجلس گفت: مشخص نیست که دولت با چه هدفی چنین اقدامی را انجام داده است و دستگاه های دولتی قانوناً و شرعاً نباید وارد چنین مسائلی شوند.
همچنین به گزارش یاری در جلسه استاندار یزد با معاونین استانداری، فرماندران و مسئولین کارگروههای ستاد سفر ریاست جمهوری به استان یزد، مصوباتی قابل تامل تصویب شده است و تاکید شده که استقبال پرشکوه از احمدینژاد در استان یزد که زادگاه محمد خاتمی به شمار میرود بازتابهای گسترده جهانی خواهد داشت.
متن این مصوبات که در تاریخ۲۹دی ماه سال جاری به تصویب رسیده است به شرح زیر است.
متن مصوبات و مذاکرات:
جلسه استاندار با معاونین استانداری، فرماندران و مسئولین کارگروههای ستاد سفر ریاست جمهوری به استان یزد
استاندار:مدیران و فرمانداران محترم توجه داشته باشند که تمام ظرفیتها بایستی در راستای اطلاع رسانی و تبلیغات گسترده در استقبال بینظیر از ریاست محترم جمهور و هیات دولت و سایر موارد بسیج نمود، این استقبال به لحاظ جهانی بسیار حائز اهمیت است.
مصوبات: فرمانداران کلیه تدابیر مقتضی اعم از برنامهریزی، سازماندهی و مدیریت امور جهت حضور مردم مشتاق شهرستانهای مربوطه اعم از وسایل ایاب و ذهاب، اسکان، نکات ایمنی، پذیرایی و غیره را به عمل آورند.
فرمانداران محترم علاوه بر ساماندهی تبلیغات مردمی در شهرستان مربوطه تلاش نمایند تا بخشی از تبلیغات مردمی شهرستان در مرکز استان نصب گردد.
فرمانداران اقدامات لازم را جهت تشکیل جلسه با معتمدین شهرستان و سایر تشکلهای مردمی به منظور حضور گسترده مردم مشتاق به عمل آورند.
مدیرکل راه آهن با همکاری کارگروه حمل و نقل و فرمانداران شهرستانهای اردکان، میبد، خاتم، بافق و مدیرکل سیاسی تدابیر لازم جهت ایاب و ذهاب مشتاقان به صورت ریلی را فراهم بیاورند.
فرمانداران، رابطین فرمانداری را به منظور هماهنگی ایاب و ذهاب شهرستانها را به کارگروه حمل و نقل معرفی کرده، مضاف بر اینکه میزان وسیله نقلیه مورد نیاز را به این کارگروه اعلام نمایند.
فرمانداران جهت اسکان و پذیرایی مشتاقان هماهنگی لازم را با کارگروه اسکان و پذیرایی به عمل آورند.
فرماندران شهرستانهای خاتم و طبس تدابیر لازم جهت تهیه شام، صبحانه و نهار مشتاقان شهرستان مربوطه را به عمل آورند .
.
گفتنی است در دور سفر قبلی احمدی نژاد به یزد ،تعداد استقبال کنندگان از رئیس جمهور در مجموع به همراه دانش آموزانی که از مدارس آورده شده بودند از چند صد نفر تجاوز نمی کرد وپس از این ماجرا ، عاصی رییس ستاد انتخاباتی احمدی نژاد واستاندار یزد کنار گذاشته شد ولی استاندار فعلی یزد (سردار فلاح زاده ) تلاش زیادی کرد تا استقبال گسترده ای از احمدی نژاد صورت پذیرد.
رکسانه، دختری که قربانی عشق اسکندر شد
اسکندر مقدونی چهره نام آشنای تاریخی است که داعیه فتح جهان را در سر دارد. در دوران فرمانروایی ۱۳ ساله اش سرزمینهای بسیاری را تصرف مینماید که با توجه به امکانات آن زمان ابعاد وسیعی داشته. تنها با یک نگاه به باقیمانده کاخ آناهیتا، تخت جمشید کافیست تا نفرت عظیم ایرانیان را نسبت به اسکندر درک کنیم! اسکندر وقتی که وارد تخت جمشید شد و این همه شکوه و ثروت را دید دستور داد که هر چیز را که میتوانند با خود ببرند و هر چیز را که نمیتوانند نابود سازند.
داریوش سوم آخرین پادشاه ایران تنها فرار میکند و توسط یکی از امیران ولایات کشته میشود. اسکندر ایران را فتح میکند، سغد را فتح میکند.
کوهورتانوس خواست ضیافتی برای اسکندر با تجملات مشرق زمین بدهد و با این مقصود ۳۰ نفر از دختران خانوادههای درجهٔ اول سغدیان را باین ضیافت طلبید. دختر خود والی هم جزو آنها بود.
رکسانه از حیث زیبایی و لطافت مثل و مانند نداشت و بقدری دلربا بود که در میان آنهمه دختران زیبا توجه تمام حضار را بخود جلب میکرد.
در شب میهمانی که پدر رکسانه (کوهورتانوس) برای پذیرفتن شکست و به افتخار اسکندر برپا میکند. رکسانه بر طبق سنن ایرانی با رو بنده میرقصد. رکسانه مجبور میشود طبق خواست اسکندر روبنده را بر دارد… کاری که در تمام عمرش نکرده.
گویند: «پادشاهی که زن داریوش و دختران او یعنی زنانی را دیده بود که کسی جز رُکسانه در وجاهت بآنها نمیرسید، در اینجا عاشق دختری شد که نه در عروقش خون شاه جاری بود و نه از حیث مقام میتوانست قرین آنها (یعنی زن داریوش و دختران او) باشد»
بزودی اسکندر بلند و بیپروا گفت: لازم است مقدونیها و پارسیها با هم ازدواج کنند و این یگانه وسیلهایست برای اینکه مغلوبین شرمسار و فاتحین متکبر نباشند.
بعد برای آنکه این فکر خود را ترویج کند آشیل پهلوان داستانی یونان را که از نیاکان خود میدانست مثل آورده گفت مگر او یکی از اسراء را ازدواج نکرد؟ بنابراین مقدونیها نباید ازدواج زنان پارسی را برای خود ننگ دارند.
پدر رُکسانه از این سخنان اسکندر غرق شادی گردید و بعد اسکندر از شدت عشق در همان مجلس امر کرد موافق عادات مقدونی نان بیاورند و آن را با شمشیر بدو نیم کرده نیمی را خودش برداشت و نیم دیگر را به رُکسانه داد تا وثیقهٔ زناشویی آنان باشد. مقدونیها را این رفتار اسکندر خوش نیامد زیرا در نظر آنان پسندیده نبود که یک والی پارس پدرزن اسکندر گردد ولی از زمان کشته شدن کلیتوس سرداران مقدونی از اسکندر میترسیدند و هر آنچه از او سر میزد با سیمای خوش تلقی میشد.
رکسانه میان تنفر نسبت به یک غاصب و عشق نسبت به یک همسر میماند….
کم کم مانند همه زنان ایرانی عشق به همسر و وفاداری در رکسانه جان میگیرد. او عاشق میشود! و اسکندر عشق تمام لحظات رکسانه میگردد. اما صد افسوس که اسکندر تنها به تصرفاتش میاندیشد و وظیفه ای که خدایان بر عهده او گذاشته اند برای رسیدن به آخر دنیا! و رکسانه در این میان قربانی یک عشق است!
رکسانه پا به پای اسکندر به هند میرود! بارانهای سیل آسا را تحمل میکند! پیکرهای بیجان کشتهها را میبیند! درد و رنج سر بازان و شورش آنها با اسکندر را میبیند! در سختیها در کنار اسکندر و در خوشیها هم چون بیگانه ای با او رفتار میشود! و اسکندر در این میان شخصیتی دو گانه دارد. زمانی دلپذیرترین رفتار را با رکسانه دارد و زمانی او را از خود میراند…….
رکسانه زجر میکشد….دو رویی میبیند…….نیرنگها را میچشد……جفای عشقش را میبیند……. زخمیشدن اسکندر را تحمل میکند……اما در این میان رکسانه باز هم رکسانه است….
تحول شگرف فکری اسکندر شورش سربازان و خواهش رکسانه او را از هند ناامید بازمیگرداند…..اسکندر خسته از جنگ و زخم خورده از شورش سربازانش به سوی ایران باز میگردد……و اینبار باز رکسانه به دور از رفتارهای درباری یک ملکه در کنار اسکندر و با پای پیاده از کویر میگذرد……به ایران باز میگردد…..
اما…..اینبار……اسکندر به دلیل مصالح کشور گشایی زخم جان فرسایی به روح رکسانه وارد میکند……
اسکندر به شوش رفت و در آنجا با “استاتیرا” دختر کوروش ازدواج میکند….و دستور میدهد هم زمان با او هشتاد نفر از سرداران سپاهش با شاهزادههای ایرانی ازدواج کنند!!!!!
در شب ازدواج اسکندر رکسانه طفلی را که در بدن داشت از دست میدهد…..رکسانه باز هم در کنار اسکندر میماند!!!! حتی پس از ازدواجش…..اسکندر استاتیرا را در شوش باقی میگذارد و رکسانه را با خود به اکباتان میبرد…..
از آنجا با اینکه منجمان ورود به بابل را نحس میدانند اسکندر به بابل میرود….اسکندر که میدانسته راهی به پایان عمرش ندارد در آخرین روزها با رکسانه وداع میکند واسکندر در واقع در باغهای معلق بابل اعتراف میکند که همچنان عاشق رکسانه است!!! اسکندر حتی به رکسانه میگوید که بعد از مرگش دستور قتل استاتیرا بدهد که سودایی برای جانشینینی اسکندر در سر نپروراند……
در بابل عشق ابدی رکسانه (اسکندر) بر اثر بیماری مرموزی جان میسپارد و اسکندر با همه قدرتش به آغوش خاک میرود…..در حالیکه رکسانه ولیعهد او را به دنیا میآورد….ولیعهدی که هرگز پادشاهی نکرد…..
از آن پس المپیاس مادر اسکندر از رکسانه و پسرش حمایت میکرد. تا اینکه المپیاس بدست کاساندروس بقتل رسید.
رکسانه به جرم پایبندی به عشق اسکندر، اسیر کاساندروس و قربانی دسیسههای سیاسی امپراتوری اسکندر شد که میخواهد قدرت پدر به پسر نرسد………
کاساندر چون دید که اسکندر چهارم پسر اسکندر، بزرگ شده و در مقدونیه گفتگو ازین است که او را از محبس بیرون آورده بر تخت بنشانند، از عاقبت این کار ترسید و نابودی خود را در آن میدید. بنابراین به گلوسیاس رئیس محبس نوشت که سر رکسانه و اسکندر را ببرد و تن آنها را پنهان دارد و چنان کند که اثرى از این دو قتل نماند.
میلیونر زاغه نشین بهترین فیلم اسکار امسال
هشتاد و یکمین مراسم سالانه اعطای جوایز اسکار دقایقی پیش با درخشش چشمگیر «میلیونر زاغه نشین» و کسب هشت جایزه، از جمله بهترین فیلم پایان یافت.
به گزارش ایسنا، سالن تئاتر “کداک” لسآنجلس بامداد دوشنبه میزبان مراسم اعطای جوایز به برندگان اسکار هشتادویکم بود و همانطور که پیشبینی میشد، با درخشش «میلیونر زاغهنشین» ساخته دنی بویل همراه شد.

در این مراسم، جایزه اسکار بهترین فیلم بلند به «میلیونر زاغه نشین» اعطا شد. این فیلم هندی ، انگلیسی که از زمان اکران، تحسین بسیاری از منتقدین سینمای جهان را برانگیخته است، در رقابت با فیلمهای موفق «میلک»، «کتابخوان»، «فراست/نیکسون» و «ماجرای عجیب بنجامین باتن» توانست کلکسیون جوایز سینماییاش را کاملتر کند.
در بخش بهترین کارگردانی، جایزه اسکار به «دنی بویل»، کارگردان انگلیسی برای فیلم «میلیونر زاغه نشین» رسید. وی در حضور فیلم سازان نام آشنایی چون «دیوید فینچر»، «ران هاوارد» و «گاس ون سنت» موفق به جلب اکثریت آراء اعضای آکادمی اسکار شد.
«میلیونر زاغهنشین» همچنین توانست شش اسکار بهترین موسیقی متن، بهترین ترانه، بهترین میکس صدا، بهترین فیلم برداری، بهترین تدوین و بهترین فیلمنامه اقتباسی را نیز به خود اختصاص دهد تا شبی بهیادماندنی برای عوامل این فیلم موفق رقم بخورد.
در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد، رقابت نزدیک نقشآفرینان دو فیلم «میلک» و «کشتیگیر» با اعطای تندیس اسکار به «شون پن» پایان خوشی را برای وی رقم زد.
در بخش بهترین بازیگر نقش اول زن، این «کیت وینسلت» جوان بود که برای فیلم «کتابخوان» توانست اسکار را در آغوش بگیرد. دراین بخش «مریل استریپ» در پانزدهمین باری که نامزد جایزه اسکار شده بود، ناکام بزرگ نام گرفت.
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به «هیث لجر»، بازیگر فقید استرالیایی
برای فیلم «شوالیه تاریکی» رسید تا از سال ١٩٧۶، وی اولین بازیگری نام بگیرد که پس از مرگ موفق به کسب اسکار میشود.
در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی، جایزه اسکار درحالی به «عزیمت» از ژاپن رسید که بزرگانی چون «کلاس» از فرانسه – برنده نخل طلای کن – بههمراه «عقده بادر مینهوف» (آلمان)، «انتقام» (اتریش) و «والس با بشیر» نیز حضور داشتند.
فیلم «ماجرای عجیب بنجامین باتن» که در ١٣ بخش نامزد اسکار بود، در بخش بهترین جلوههای ویژه، بهترین چهرهپردازی و بهترین کارگردان هنری توانست جایزه را بهخود اختصاص دهد.
در بخش بهترین فیلم مستند بلند، جایزه اسکار به «مردی روی سیم» از انگلستان رسید و در بخش بهترین مستند کوتاه، «بخند پینکی» انتخاب اول اعضای آکادمی اسکار نام گرفت.
در بخش بهترین فیلم کوتاه اکشن، «سرزمین اسباببازی» جایزه اسکار را کسب کرد و فیلم تاریخی «دوچس» نیز اسکار بهترین طراحی لباس را گفت.
در بخش بهترین فیلم انیمیشن بلند، جایزه اسکار به «وال.ای» رسید و «خانهای در مکعبهای کوچک» بهترین فیلم انیمیشن کوتاه انتخاب شد.
جایزه بهترین فیلمنامه اصلی به فیلم «میلک» رسید و «شوالیه تاریکی» نیز اسکار بهترین ویرایش صدا را کسب کرد.
بدین ترتیب برندگان هشتادویکمین دوره جوایز اسکار به شرح ذیل است:
** بهترین فیلم بلند:
«میلیونر زاغه نشین»
**بهترین کارگردانی:
«دنی بویل» برای «میلیونر زاغه نشین»
**بهترین فیلم نامه اقتباسی:
«میلیونر زاغه نشین» (سیمون بئوفی)
**بهترین فیلمبرداری:
«میلیونر زاغهنشین»
**بهترین میکس صدا:
«میلیونر زاغه نشین»
**بهترین موسیقی متن:
«میلیونر زاغه نشین»
**بهترین ترانه:
«میلیونر زاغه نشین»
**بهترین تدوین:
«میلیونر زاغه نشین»
**بهترین بازیگر نقش اول مرد:
«شون پن» برای فیلم «میلک»
**بهترین بازیگر نقش اول زن:
«کیت وینسلت» برای فیلم «کتاب خوان»
**بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:
«هیث لجر» برای فیلم «شوالیه تاریکی»
**بهترین بازیگر نقش مکمل زن:
«پنهلوپه کروز» برای فیلم «ویکی کریستینا بارسلونا»
**بهترین فیلم غیرانگلیسی:
«عزیمت» از ژاپن
**بهترین فیلمنامه اصلی:
«میلک» (داستین لنس بلک)
**بهترین کارگردان هنری:
«ماجرای عجیب بنجامین باتن»
**بهترین چهرهپردازی:
«ماجرای عجیب بنجامین باتن»
**بهترین جلوههای ویژه:
«ماجرای عجیب بنجامین باتن»
**بهترین ویرایش صدا:
«شوالیه تاریکی»
**بهترین طراحی لباس:
«دوشس»
**بهترین مستند بلند:
«مردی روی سیم»
**بهترین مستند کوتاه:
«بخند پینکی»
**بهترین انیمیشن بلند:
«وال.ای»
**بهترین انیمیشن کوتاه:
«خانهای در مکعبهای کوچک»
**بهترین فیلم کوتاه اکشن:
«سرزمین اسباببازی»
مهم ترین نامزد های اسکار تا قبل از اهدا جوایز :
فیلم سرگذشت عجیب بنجامین باتن

برد پیت در نمایی از فیلم “سرگذشت عجیب بنجامین باتن” ؛ این فیلم در ۱۳ مورد نامزد کسب دریافت جایزه اسکار شده است.(CBS)
فیلم میلیونر زاغه نشین

فیلم میلیونر زاغه نشین با ١٠ نامزدی در رده بندی های مختلف از جمله موسیقی متن فیلم توانست از لحاظ تعداد نامزدی جوایز، در مقام دوم پس از بنجامین باتن قرار گرفت. (AP Photo )
مریل استریپ

در میان هنرپیشگان نقش اول زن مریل استریپ بخاطر بازی در فیلم “شک” (Doubt) برای پانزدهمین بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد. (AP)
فرانک لانگلا

فرانک لانگلا برای ایفای نقش نیکسون در فیلم “فراست/ نیکسون” نامزد دریافت نقش اول مرد شد.( Universal Pictures)
میکی رورک

میکی رورک برای بازی در نقش اول فیلم “کشتی گیر” نامزد دریافت اسکار نقش اول مرد شد. (Protozoa Pictures)
کیت وینسلت

کیت وینسلت که پیش از این به خاطر بازی در فیلم “خیابان انقلابی” جایزه گلدن گلوب را بدست آورد، به خاطر بازی در فیلم “کتاب خوان” نامزد دریافت اسکار نقش اول زن شد. (reuters)
مایکل شنون

مایکل شنون برای بازی در “جاده انقلابی” نامزد دریافت اسکار نقش دوم مرد شد. (DreamWorks Pictures)
ان هداوی

ان هداوی بازیگر جوان هالیوود برای بازی در فیلم “ریچل عروسی می کند” نامزد دریافت اسکار برای نقش اول زن شد. (reuters )
شاون پن

شاون پن برای بازی در فیلم “میلک” نامزد دریافت اسکار برای نقش اول مرد شد. (AP)
برد پیت و آنجلینا جولی

برد پیت و آنجلینا جولی هر دو در رده بندی بهترین بازیگر مرد و زن سال قرار گرفتند؛ برد پیت برای بازی در فیلمی که اقتباس آزادی است از داستان کوتاهی به قلم اسکات فیتزجرالد، نویسنده معروف آمریکایی و در نقش نوزاد پیرمردی که با گذشت زمان جوان تر می شود و آنجلینا جولی برای شرکت در اثری به کارگردانی کلینت ایستوود به نام “بچه عوضی”. (AP)
پنه لوپه کروز

پنه لوپه کروز برای بازی در فیلم “ویکی، کریستینا، بارسلونا” ساخته وودی آلن برای نقش دوم زن نامزد اسکار شد. (AP / Chris Pizzello)
فیلیپ سیمور هافمن

فیلیپ سیمور هافمن برای بازی در فیلم “شک” نامزد دریافت اسکار برای نقش دوم مرد شد.(AP)
ملیسا لئو

ملیسا لئو برای بازی در فیلم “رودخانه یخزده” نامزد دریافت اسکار برای نقش اول زن شد. (AP)
ریچارد جنکینز

ریچارد جنکینز، بازیگر قدیمی هالیوود، برای بازی در فیلم “میهمان” نامزد دریافت اسکار برای نقش اول مرد شد. (AP PHOTO)
رابرت داونی جونیور

رابرت داونی جونیور برای بازی در فیلم “توفان حاره ای” نامزد دریافت اسکار برای نقش دوم مرد شد. (DreamWorks)
هیث لجر

هیث لجر، بازیگر فقید هالیوود، که یک سال از مرگ تصادفی او به علت استفاده از داروهای آرام بخش می گذرد، برای ایفای نقش ژوکر در فیلم تازه بتمن، یکی از نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد نقش مکمل شد. اما این فیلم نتوانست نامزدی در رده بندی بهترین فیلم یا بهترین کارگردانی سال بدست بیاورد.(AP)

امسال اسکار دو تن از شخصیت های محبوب هالیوود، کلینت ایستوود کارگردان فیلم “بچه عوضی” و بازیگر فیلم تازه ای به نام “گرن تورینو” و هم چنین وودی آلن، کارگردان فیلم پرطرفدار “ویکی، کریستینا، بارسلونا” را از قلم انداخت. ( AP)
برای تهیه همه فیلم های بالا می توانید به فروشگاه سی دی نگار مراجعه کنید یا با آقای امینی تماس بگیرید ۰۹۱۶۳۱۱۶۳۱۵
فیلم مورد نظر از جمله فیلم ” میلیونر زاغه نشین ” برای شما ارسال می شود و پس از دریافت ، مبلغ آن را پرداخت کنید
“تغییر” در ایران محقق شده ؛ توپ در حیاط کاخ سفید است
مقامات آمریکایی، این روزها، مدام از دست های باز و دراز شده شان به سوی ایران سخن می گویند.
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در این باره گفته است: ما به طور جدی خواستار مذاکره مستقیم با ایران هستیم.
هیلاری کلینتون نیز خواستار ایفای نقش مثبت تر ایران در منطقه شده است و باراک اوباما نیز تصریح کرده است: حالا نوبت ایران است که نشانه هایی بفرستد مبنی بر اینکه قصد دارد به نحو متفاوتی رفتار کند.
درباره مواضع اعلامی دولتمردان جدید آمریکا نکات زیر قابل ذکر است:
1- آمریکایی ها صحنه بازی را به گونه ای هدایت می کنند که وانمود شود آنها آغاز کننده ایده گفت و گو و دیپلماسی هستند تا بدین ترتیب، هم تفسیرگر شعار “تغییر” باشند و هم با به دست گیری ابتکار عمل، توپ را به زمین ایران بیندازند.
این در حالی است که توپ، در زمین آمریکایی هاست. فراموش نکنیم که این، رییس جمهور ایران بود که به اوباما نامه نوشت و پیروزی او در انتخابات آمریکا را تبریک گفت و از یاد نبریم که اوباما هنوز پاسخ این نامه را نداده است و لذا تا زمانی که اوباما، پاسخ مکتوب نامه رییس جمهور ایران را ندهد، توپ در زمین آمریکایی هاست.
صورت مساله، تا اینجای کار بدین شکل است: ایران، با طرح گفت و گوی مستقیم و بدون پیش شرط با آمریکا و سپس ارسال نامه تبریک به اوباما، توپ را به زمین کاخ سفید فرستاد.
در واقع این، یک “تغییر” بزرگ در سیاست خارجی ایران است؛ تا چند سال پیش، هیچ کس نمی توانست تصور کند یک رییس جمهور ایران، آن هم یک رییس جمهور اصولگرا، به همتای آمریکایی اش نامه بنویسد،تبریک بگوید و سخن از گفت و گوی بدون پیش شرط به میان آورد.
به یاد داریم که در اواخر دوران ریاست جمهوری خاتمی، حتی سخن گفتن و نظرسنجی درباره رابطه با آمریکا هم جرم انگاری شده بود.
بنابراین، “تغییر” در ایران، عملا محقق شده و اینک نوبت آمریکاست که به شعار اوباما مبنی بر “تغییر” جامه عمل بپوشاند.
با این حال، آمریکایی ها بدون آنکه در عمل کاری کنند، خواستار تغییر در ایران هستند و این در حالی است که در اردوگاه ایران، تغییر، قبلا محقق شده ولی آیا در کاخ سفید نیز چنین تغییری حاصل شده است در حالی که اوباما، درست مانند بوش، نامه احمدی نژاد را بی پاسخ گذاشته است؟!
ایران، دست خود را به سوی آمریکا دراز کرده است ولی این آمریکاست که هنوز دچار “مشت” است و آن را هنوز نگشوده است.
هم اکنون دولت جدید آمریکا مانند دولت نومحافظه کاران، ایران را متهم به حمایت از تروریسم و تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی می کند و همانند سلفش می گوید که همه گزینه ها از جمله گزینه نظامی برخورد با ایران بر روی میز است.
دولت جدید واشنگتن، نه تنها به ایران ، اتهام تلاش برای تولید بمب اتمی را می زند، بلکه درست مانند دولت قبلی کاخ سفید، غنی سازی ایران زیر نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی را نیز برنمی تابد.
دولت اوباما، همچنان بر تحریم های ایران، حتی در عرصه غیرنظامی مانند قطعات یدکی هواپیماهای مسافربری اصرار دارد و حتی سخن از تشدید تحریم به میان می آورد.
در چنین شرایطی چگونه می توان با طناب “تغییر” اوباما به چاه “اعتماد” رفت؟
ایرانی ها، چه در سطح ملت و چه در سطح دولت، تمایل آشکاری به کاستن از دیوار بلند بی اعتمادی بین تهران و واشنگتن دارند و آن را در راستای منافع دو ملت می دانند ولی سوال بزرگ اینجاست که آیا دولت آمریکا نیز چنین تغییری ایجاد شده یا آنکه دمکرات ها می خواهند، کاری که محافظه کاران نتوانستند با چماق درباره ایران انجام دهند، با هویج به انجام برسانند؟
اگر اینگونه باشد، ایرانی ها علاقه ای به پذیرش هویج نخواهند داشت.
2- هیلاری کلینتون، خواستار ایفای نقش مثبت ایران در منطقه است. این، البته خواسته خوبی است اما ایرانی ها ضرب المثلی دارند که می گوید: “مارگزیده، از ریسمان سیاه و سفید می ترسد.”
فراموش نکنیم که در ماجرای افغانستان، اگر همکاری ایران نبود، دولت کرزای به این سادگی ها بر سر کاری نمی آمد. در آن مقطع زمانی ،ایران نفوذ فوق العاده ای بر روی نیروهای مجاهدین که ظفرمندانه وارد کابل شده بودند، داشت و می توانست با بهره گیری از آن “نیروی مسلح پرانگیزه”، بازی آمریکا در افغانستان را به هم بزند ولی خود آمریکایی ها بهتر از هر کس دیگری می دانند که تهران، چه کمک استراتژیکی به آنها در افغانستان کرد به گونه ای که دیپلمات های آمریکایی از سطح بالای نرمش و همکاری همتایان ایرانی شان، شگفت زده شده بودند.
اما بعد چه اتفاقی افتاد؟ درست در حالی که تهران انتظار داشت پاسخ مثبتی برای این همکاری از واشنگتن دریافت کند، جرج بوش، ایران را “محور شرارت” نامید و متعاقب آن، شدیدترین فشارها را بر تهران وارد ساخت.
در جریان پرونده هسته ای نیز هر چند تهران به نشانه حسن نیت ، فعالیت های غنی سازی را به تعلیق درآورد ولی دامنه فشارها و تهدیدها و تحقیرها علیه ایران همچنان افزون تر شد و در نهایت، تهران تصمیم به آغاز مجدد غنی سازی گرفت در حالی که بیش از دو سال تعلیق، هیچ چیزی نصیب اش نساخته بود جز عقب افتادن از برنامه های متعارف هسته ای اش آن هم زیر نظر 24 ساعته دوربین های مدار بسته آژانس!
ریشه های سوءظن، گاه به تاریخ و سال های دور برمی گردد و می توان برای زدون آن چنین توجیه کرد که “حالا دیگر روزگار عوض شده است” ولی وقتی حتی سن کودکان خردسال مان هم به اتفاقات پیش گفته قد می دهد، نمی توان خودفریبی کرد.
هیلاری کلینتون از ایران می خواهد نقش مثبت تری در منطقه ایفا کند ولی نمی گوید چه تضمینی وجود دارد که محور شرارت دیگری در کار نباشد!
آمریکایی ها کار سختی برای جلب اعتماد نسبی و اولیه ایرانی ها دارند.
